وبلاگ شخصی محمدرضا اسلامی
 

جوشش ایرانی

حمید عجمی کیست ؟ حمید عجمی از جلوه های جوشش ایرانی است . کسی است که در وادی خوشنویسی پس از آنکه ۲۵۰ سال خط جدیدی ابداع نشده بود ، خط جدیدی ابداع کرد و آن را «معلّی» نام نهاد. ۲۵۰ سال پس از آنکه در وادی هنر، بابِ ابداعِ خط جدیدی بسته شده بود ، آنچه که در درون این هنرمند ارجمند جوشید و همچون چشمه ای برون تراوید ، باعث شد تا  خط جدیدی ابداع شود که جلوه ای است از شیدایی و رهایی در قاب کاغذ .

این بیت سنایی نیک به خاطر می نشیند:

     سال ها باید که تا یک سنگِ اصلی زآفتاب             لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن

امروز « مُعلّی » بی شک سرمایه ای بزرگ است برای ایرانیان . پیرایه ای است که ایرانیان بر قامت هنرِ فاخر افزودند و شگفتا که هنرشناسان و کارشناسان هنرِ خوشنویسی چنین می گویند که : "از ۱۹ خط عالم خوشنویسی، ۱۶ خط به صورت مستند ساخته و ابداع ایرانی هاست " و چه خوشوقت مردمانیم ما که در ایام زندگی ، دیدیم که «بازهم» خط دیگری توسط ایرانیان به منظومۀ کهکشان خوشنویسی افزوده شد. مثل داستان تولد یک ستاره . مثل داستان جوشش یک چشمه که می جوشد و دل صحرا را به زلال آب طراوت می بخشد.  

به جهت نمایشگاه اخیری که استاد عجمی در لندن برگزار نمود  ... ادامه مطلب

نمونه اثر خط معلی از وبسایت استاد عجمی

حمید عجمی


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۰/۱۰/۰۷ساعت ۱:۵۶ ب.ظ  توسط محمدرضا اسلامی  | 

"میهمانی" در ایران زمین

 

فرهنگ و تاریخ ایران زمین هنوز هم دلبری دارد و در هنگامۀ جلوه گریهای رنگ رنگ تکنولوژی هنوز هم این فرهنگ کهن،  دل می رباید .

دوست خوب و برادر عزیزم تاکانوری اکویاما فارغ التحصیل رشته مهندسی عمران دانشگاه کوبه برای ادامه تحصیل در رشته معماری ایرانی دل از شهر پر رونق اوساکا برکند و کار در شرکت ساختمانی دکتر هوجو را رها کرد و پس از اخذ پذیرش از دانشگاه هنر اصفهان با پرواز امارات عازم سرزمین ایران شد.

با تاکانوری اکویاما ... ادامه مطلب  


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۰/۰۶/۰۴ساعت ۶:۱۳ ق.ظ  توسط محمدرضا اسلامی  | 

ارائه خوبی از هنر اصیل

صدای زنگ مرشد در ژاپن به صدا در آمد و فضای زورخانه و ورزش پهلوانی ایرانی هزاران کیلومتر دورتر از مرزهایمان، در شهرهای توکیو و اوساکا، چشم و دل از بینندۀ ژاپنی ربود . جلوه گری های هنر ایرانی در این برنامه گواهی محکم بود مبنی بر اینکه فضای فرهنگ و هنر اصیل ایرانی را اگر خوب و فاخر عرضه کنیم ، سهل و آسان از درگاه دلهای غیرایرانیان نیز عبور کرده ، وارد ساحت عمارت دل و روح شده ،  جان را شیفته خود می نماید.

طی اقدامی ارزنده و تحسین برانگیز، گود زورخانه ایرانی به ژاپن آمد تا اجرایی از ورزش پهلوانی و جوانمردی ایرانی را هزاران کیلومتر دورتر در سرزمینی دیگر و در میان مردمی که با این ورزش باستانی ایرانی به کلی بیگانه اند به عرضه گذارد. کاری که باید به همه تدارک دهندگانش آفرین گفت و همتشان را ستود.

تیم ملّی ورزش پهلوانی و زورخانه ای ایران چهارشنبه اول دسامبر به ژاپن آمد و طبق برنامه، این تیم در روز جمعه سوم دسامبر نخستین برنامه خود را در توکیو اجرا کرد. این گروه پس از سه شب اجرای ورزش زورخانه ایرانی در توکیو ، به اُوساکا دومین شهر بزرگ ژاپن آمده و یک نوبت، رقص شعر و شور وعرفان و پهلوانی را در سالن Creo Osaka Nishi در منطقه کونو هاناکو این شهر و در میان ژاپنی ها و همچنین ایرانیان دوستدار فرهنگ، به عرضه گذارد.

************************** 

در سرمای زمستان پس از چند نوبت قطار سوار شدن و پیاده شدن، وقتی که پس از عبور از خلوتی یکی از خیابانهای منطقه نیشی کوجوی .... ادامه مطلب

اجرای ورزش باستانی در ژاپن


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه ۱۳۸۹/۱۰/۰۳ساعت ۱:۳۶ ب.ظ  توسط محمدرضا اسلامی  | 

به بهانه روز خبرنگار و

یادی از علیرضا افشار

۱۷مرداد ماه روز خبرنگار است. این بیت مولوی همچون سایر ابیات پرشکوهش ، جان افزاست. بارها شنیده ایم . اما اشاره دقیق و ظریفی که به بحث آگاهی و خبر شده آن را "بارها شنیدنی" کرده  :

مقتضای جان چو ای دل، آگهی است                هر که را افزون خبر، جانش قوی است

جان نباشد جز خبر در آزمون                           هر كه را افزون خبر، جانش فزون

 

برخورد من با خبرنگاران و آشنایی از چند و چون این حرفه کم بود. شاید اولین توجه جدّی به موضوع خبر و خبرنگار با علیرضا افشار بود . فردا روز خبرنگار است و دریغ است که چند خطی به یاد او ننوشت.

****************************

 ۱- علیرضا افشار را بار اول در بهار سال ۸۱ بود که دیدم .... ادامه مطلب


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه ۱۳۸۹/۰۵/۱۵ساعت ۸:۵۲ ق.ظ  توسط محمدرضا اسلامی  | 

مرواریدی در دل بافت کهن

حال که بحث مسجد وکیل و حال و هوایش پیش آمد خوب است چند کلامی هم راجع به اثر برجسته معماری که با الگو برداری از معماری مسجد وکیل ساخته شده صحبت کنیم . مسجد نصیرالملک که در دل بافت تاریخی شیراز واقع گردیده همچون باغ کوچکی است سرشار از جلوه گری انواع رنگهای بهشتی . حدود یکصد و سی سال پیش نصیرالملک تصمیم می گیرد که این مسجد در محله گودعربان شیراز بنا شود و ذهن سرشار اساتید معمار آن زمان، آنان را به سمت طراحی اثری هدایت می کند که الهام گرفته از بنای پرشکوه مسجد وکیل است اما ویژگیهای منحصر بفرد مختص خود را داراست. این کار اساتید معمار نشانی است از احترام و ارادت آنها به مسجد وکیل و در عین حال توان خارق العاده در خلق آنچه مختص به خود آنهاست.  کاشیکاری ها و مقرنس بندی های این اثر بیانگر اوج تسلط و توان معماران دوره قاجار به خلق فضاهای فاخر بوده است . 

معمار زبردست در دو سوی  صحن بزرگ اين مسجد، دو شبستان را طراحی و اجرا نموده است . شبستان غربی مخصوص تابستان ها و شبستان شرقی    ... ادامه مطلب

 

    شبستان غربی              

  کاشی های هفت رنگ سقف     سقف پنج کاسه ای

شبستان غربی مسجد نصیراالملک

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۳/۱۳ساعت ۸:۵۷ ب.ظ  توسط محمدرضا اسلامی  | 

کتیبه هزار ساله مسجد وکیل

سنگ نوشته هزار ساله ای که در دیواره دالان ورودی مسجد وکیل نصب شده بود هفته گذشته به سرقت رفت. برای هر ایرانی دوستدار فرهنگ و تاریخ کشور این خبر تلخ و ناگوار است . اما بسیار تلخ تر آن است که پس از حدود یک هفته روزنامه های مورخ یکشنبه ۲۶ اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ از قول دادستان شیراز نوشتند که: پرونده سرقت کتیبه هزار ساله مسجد وکیل شیراز هنوز شاکی ندارد (لینک دیگر خبر در:روزنامه همشهری ). حیرت آور است . تمام درون انسان سرشار از غم و اندوه می شود . در میان ابیات حافظ شیراز ناخودآگاه به یاد این بیت افتادم      .... ادامه مطلب

                

                      


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۲/۳۰ساعت ۱۲:۸ ب.ظ  توسط محمدرضا اسلامی  | 

  مدینه ای تمثیلی

«بخارا» جدّی ترین و بهترین نشریه کشورمان در حوزۀ هنر و فرهنگ است که به رغم سُمومِ خزان نشریات فرهنگی٬هنری کشور(۱) «از عمری طولانی نیز» برخوردار شده است. مباحث ارزنده این نشریه از قلم اصحاب و بزرگان وادی هنر و فرهنگ امروز ایران زمین - که عمدتاً هم گمنام هستند - همچون زلال آبی است برای مشتاقان حدیث حکمت و هنر خصوصاً در این آشفته بازار که همه بیشتر از سیاست می گویند و می شنوند و شنیدن کلام نو و ناب در عرصه هنر امری سخت یاب است. لذا هر نوبت شماره های جدید بخارا را دوستدارانش بسیار محترم شمرده و مطالب اهل قلم را با شوق به نظاره می نشینند.

نوشتار دکتر داریوش شایگان را در خصوص "شهر تهران" می خواندم .در این نوشتار شعف انگیز، تحلیل های دکتر شایگان در خصوص تهران تحت عنوان « آیا تهران مدینه ای تمثیلی است ؟» مطرح شده ،امّا پیش از پرداختن به بحث تهران، احساس و تحلیل ایشان راجع به «شهر» و خصوصاً شهرهای قدیمی  ... ادامه مطلب


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۸۸/۰۹/۱۹ساعت ۷:۵۰ ق.ظ  توسط محمدرضا اسلامی  | 

سنّت و مدرنیته، هر دو در یک خیابان

(... و به عنوان توضیحی تکمیلی در ادامه مطلب ایکِبانا)

حسب اتفاق و "از خلاف آمد عادت" به تعبیر حافظ ، به دو مراسم عروسی ، بی دعوت قبلی مهمان شدیم! تفاوتها در دو مراسم تأمل برانگیز بود. هر دو عروسی در یک خیابان و با فاصله چند قدم از یکدیگر قرار داشتند.

چند تصویر را در بخش۳« این صفحه» قرار داده ام. نشانه ای است دیگر از حضور سنت و مدرنیسم در کنار یکدیگر . نشانه ای از اینکه «می توان» و «باید» بقایای سنت ها را حفظ کرد و حضور جریان جدید و مدرن مسائل در یک کشور می تواند نافی ادامه یافتن روند سنتی مسائل نباشد . 

مراسم عروسی سنتی در معبد

ادامه تصاویر مرتبط در قسمت۳ این صفحه


  نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۸/۰۹/۱۰ساعت ۴:۳۷ ب.ظ  توسط محمدرضا اسلامی  | 

نمایشگاه ایکِبانا

(  IKEBANA 生け花 )

سعی بر حفظ فضاهای سنّتی ، اهتمام و تاکید بر نگهداری مولفه های فرهنگ باستانی ژاپن و بکارگیری آنها یکی از مسائلی است که دراین کشور برای هر ناظر خارجی جلب توجه می نماید.  وجود معابد سنتی ژاپنی در کنار برجهای سربه فلک کشیده امروزی، قرار گیری برج مخابراتی ۳۳۳ متری توکیو در درون مجموعه معابد چوبی سنتی ، وجود حداقل یک اتاق با کف حصیری(تاتامی)در درون آپارتمانهای نوساز ،استفاده از درهای کشویی و کاغذی خانه های قدیمی در خانه های مدرن ، سعی در ایجاد باغهای ژاپنی کوچک در گوشه و کنار شهرها ، تاکید بر حفظ خط پیچیده و سخت کانجی漢字 (!) ،زنده نگه داشتن مراسم چای و... نمونه هایی است از این دست سعی و تلاش این کشورِ مدرن بر فراموش نکردن ریشه های سنتی خود در حمله وحشیانه ای که مدرنیسم به دودمانِ فرهنگ یک کشور می نماید.(۱) هفته گذشته بازدیدی داشتم از یک نمایشگاه «گل آرایی ژاپنی» یا به اصطلاح ایکِبانا ( IKEBANA 生け花  ) . تجربه ، تجربۀ حضور در "یک فضای بسیار سنتی" بود و احساسی از الهام گیری از برخی شاخصهای فرهنگی این کشور را برایم به همراه داشت . مثل حسّ حضور در برابر سردر یکی از ورودیهای مسجد جامع اصفهان که نگاه به کاشیکاریهای رنگارنگ و کتیبه های خطاطی اش در درون تو احساس های مبهمی از گفتگوی هنر اسلامی با ناخودآگاه ضمیرت را فراهم می آورد ،یا حسّی که از قرارگیری در برابر محراب مسجد جامع گلپایگان و دیدن کتیبه آجری پیرامونش در تو پدیدار می شود. هیچ از آجرکاری نمی دانی اما هزار رقم با تو حرف می زند. دیدن انواع مختلف گل آرایی های ژاپنی نوعی از احساس مبهم انتقال فرهنگی را با خود برایم به همراه داشت .احساسی از نحوه نگرش مردم یک سرزمین به طبیعت و هنر.           ...ادامه مطلب

IKEBANA いけばな   IKEBANA 生け花 in 80th  aniversary in Kobe


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۸/۰۸/۳۰ساعت ۲:۱۶ ب.ظ  توسط محمدرضا اسلامی  | 
 

موزۀ کوبه

تعطیلات بهاره فرصتی شد تا هفتۀ گذشته به بازدید از موزۀ کوبه بروم.دیدن موزه های اصلی هر شهر،گویای حقایق مهمی از تاریخ ،فرهنگ و هنر آن شهر است.

"موزۀ شهر کوبه" در منطقه ای واقع شده که در گذشته ها مرکز سکونت خارجیان مقیم کوبه بوده است ( خیابان کیوماچی) و همچون بسیاری از ساختمانهای قدیمیِ شهرِ کوبه ،دارای نمای با معماری یونانی است ( با شش ستون در اصطلاح Doric style) . با آنکه ساختمان در ۱۹۳۵ ساخته شده ، لیکن کاربری آن موزه نبوده است . تا سال ۱۹۸۲ یکی از شعب "بانک یوکوهاما" بوده که بعد از این تاریخ به منظور موزه تغییر کاربری داده می شود. یکی از اهداف این گونه تغییر کاربری ها، نگهداری این دست نمونه های ارزندۀ معماری غربی اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن بیستم در ژاپن است .

                                

نمای یونانی موزۀ شهر کوبه (واقع در بخشی از شهر که ساختمانهای با نمایِ مشابه آن زیاد است) 

در اثر زلزلۀ بزرگ هانشین در سال ۱۹۹۵ ترک هایی در ساختمان پدیدار شده و همچنین در بخشهایی از فونداسیون و طبقۀ تاسیسات آن نیز آبگونگی رخ داد ، لیکن به هیچ یک از اشیاء ارزنده و قیمتی داخل موزه آسیبی وارد نشد .پس از آن ،ترمیم و مقاوم سازی ساختمان طی مدت ۲ سال انجام شد. 

از میان اشیاء مختلف تاریخی و مسائل متعدد مطرح در موزه ،بیشترین چیزی که در این بازدید توجهم را جلب کرد بحث تاریخچۀ بنادر اصلی ژاپن بود.

بحث درگاههای ورودی کشور ژاپن ،که کشوری است واقع در میانه اقیانوس و بدون ارتباط خاکی به دیگر کشورها، همواره برایم جالب بوده است .

در گذشته ها حکومتها و امپراطوران ژاپن نسبت به ورود " خارجی ها " به شدت حساسیت داشته اند . یکی از شواهد این مدّعا وجود یک خط جداگانه ( کاتاگانا ) جهت نوشتن اسامی و کلمات خارجی است.این خط حدود هشتصد سال عمر دارد. هیچ کلمه انگلیسی ، فرانسوی و ... با خط اصلی ژاپنی ( هیراگانا ) نوشته نمی شود .

امّا از ۱۸۶۸ میلادی ( در دوره امپراطوری می جی Meiji) قوانین عوض شده و تقابل یا بهتر بگوئیم تعامل فرهنگی با اروپائیها و آمریکائیها آغاز می شود ،تعبیر استفاده شده درموزه در خصوص این مقطع زمانی" Times of Civilization and Enlightenment"بود. تعبیر دقیق تر و آشنای خودمان را بکار بریم :از ۱۸۶۸ آغاز غرب زدگی در ژاپن است.(۱)

تا پیش از این تاریخ بنادر اصلی ژاپن عبارت بودند از : یوکوهاما ، کاناگاوا ، ناگاساکی و نیگاتا .لیکن بندر کوبه به منظور آغاز ارتباط جدّی با کشورهای هلند ، روسیه ، انگلیس ، فرانسه و آمریکا گشوده می شود.در واقع بندر کوبه به عنوان دروازه ورود تُجّار و صنعتگران این کشورها انتخاب می شود.

تغییرات ظاهری در نحوه زندگی ( Life style ) ( با نمونه هایی همچون بکارگیری مبلمان غربی در برخی منازل ، تغییر آرایش موها به سبک خانمهای اروپایی ، تغییر لباس از کیمونو به لباس غربی ) و تغییرات اساسی در صنعت (مانند شروع صنعت چاپ ، کشتی سازی و ...) از این زمان شروع می شود.برخلاف تصور گذشته ام ،آغاز صنعتی شدن ژاپن پس از جنگ دوم جهانی یا حدود آن نبوده ، بلکه این مهم حدوداٌ ۷۴ سال پیش از جنگ دوم و پس از ورود و با الهام گیری از کشورهای صنعتی بوده است.(۲)( برای مثال تاریخ تأسیس شرکت توشیبا که هم اکنون ۱۷۲۰۰۰ پرسنل دارد ،به سال ۱۸۷۵ بر می گردد.) 

در واقع طبقۀ دوم موزه، داستان جالب غربی شدن کشور کشاورزی ژاپن ( یا به تعبیر استفاده شده در موزه :مدرنیزه شدن  Modernization یا Westernization ) با روایتی کاملاً مستند است.

              

 مستندسازی موزه در خصوص سیر تغییر ، تحول و تاثیر پذیری زنان جامعه از غرب  

                                      

بازسازی مدل منزل یک زن و شوهر آلمانی به نام P.W.Thomsen که ارتباط زیادی با مردم شهر داشته اند.طبقه پائین این خانه مخصوص پذیرایی از میهمان بوده است.این خانه هنوز توسط نواده آنها نگهداری می شود. (نمادی از نحوه گسترش معیارهای غربی در بین اشراف جامعه ژاپنی )

                                  

...تصویر الگوپذیری زنان جامعه ژاپنی از نوع پوشش اروپای قرن نوزده میلادی دراثر مراوده با اروپائیان مقیم کوبه 

.....


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۸۸/۰۱/۰۶ساعت ۷:۱۰ ق.ظ  توسط محمدرضا اسلامی  | 

 

بازدید از مدرسه ابتدایی ژاپنی و 

خاطره ای از برج میلاد

در زمستان ۸۱ با هماهنگی آقای دکتر نورزاد استاد برجسته دانشگاه تهران،جمعی از اساتید دانشگاه توکيو به بازدید از برج میلاد آمده بودند . در قالب جلسه ای که با حضور مهندسینِ شرکت برگزار شد کلیات پروژه برج میلاد و برخی مسائل فنی طرح جهت میهمانان ژاپنی توضیح داده شد. میهمانان با علاقه بسیار به مباحث فنی و تشریح اجزاء مختلف برج گوش سپرده، سوالاتی مطرح شد.  بعد از جلسه  ، تعدادی از همکاران دفتر فنی به اتفاق میهمانان به بالای برج رفتند. در آن زمان کار بدنه بتنی تقریبا تمام شده و بازدید در سکوی تراز ۳۰۲ متر انجام می شد. با تفاق آقای مهندس زرکوب مجری طرح و مدیرعامل یادمان سازه(۱) و دکتر نورزاد در اتاق جلسه نشسته بودیم . مهندس زرکوب در قالب بحث، مطلبی قریب به این مضمون گفتند که  : « ما بعد از جنگ صدام عجله کرديم ... آن زمان عجله داشتیم برای توسعه و لذا با شتاب به سمت راهسازي، سد سازی، توسعه صنعت، کارخانه ها و... حرکت کرديم. شاید توسعه منابع انسانی مقدم بود. آن زمان افرادی چون مرحوم عظیمی(۲) می گفتند که برای توسعه، باید بر مدارس ابتدایی تمرکز کنیم بعد ایشان اضافه کرد اگر آن زمان بر این مهم، بیشتر متمرکز شده بوديم ، امروز آن بچه ها در دانشگاه ها بودند و حال ما به قرارگیری در بستر توسعۀ پایدار مطمئن تر می بوديم. بی شک امروز بجای برج میلاد در وضعیت فعلی، برج سازان و توسعه آفرینان صنعتی می داشتیم  

بازدید میهمانان از برج میلاد تهران  بازدید میهمانان ژاپنی از برج میلاد تهران

                                         ****************
 
در هفته آخر ترم ، با هماهنگی ادارۀ دانشجويان بین الملل دانشگاه کوبه ، به بازدید از يک مدرسۀ ابتدايی ژاپنی رفتیم.
 
به اتفاق سی دانشجوی خارجی از سی کشور مختلف با هماهنگی اداره دانشجویان بین الملل، به بازديد یکي از مدارس ابتدایی کوبه که از قبل هماهنگ شده بود رفتیم. دانشجویانی از کشورهای استرالیا، اسپانیا ،هائیتی ، آمریکا ، فیلیپین ، اندونزی ، برونئی ، تایلند، چین ، آلمان ،ازبکستان و ...  . هر يک از ما به یکی از کلاس ها رفت . ناهار را با بچه ها خورديم و بعد از ناهار با بچه ها کلاسشان را تمیز کرديم ، چرا که در ژاپن کسی به عنوان خدمتکار مدرسه وجود ندارد و بچه ها از همان ابتدایی، بعد از نهار در زمان مخصوصی کلاس را تمیز می کنند.  پس از شروع کلاس هر یک از ما در حد چند دقیقه توضیحاتی در خصوص کشورمان و مدارس ابتدایی اش برای بچّه های کلاس دادیم و آنها هم سوالاتی پرسیدند که برای من با توجه به زبان ژاپنی ضعیفم این قسمت برنامه کار سختی(!) بود .
 
در مجموع چهارنفر از بچه ها از معلم اجازه گرفتند و باهمان حالت ادب ژاپنی سوالاتی پرسیدند. یکی پرسید که طول دوره ابتدایی در ایران چندسال است؟ دومی راجع به اینکه بچه های شما ناهار را در مدرسه چطور می خورند پرسید (اینکه ناهار باخود می برند یا در مدرسه پخته می شود؟). سومی از جدا بودن دختر و پسر در مدارس ابتدایی ایران سوال کرد (؟!) .و آخرین سوال اینکه آیا شما هم در مدارس ابتدایی کشورتان اتاق کامپیوتر دارید یا نه؟! بعد برای ورزش به حیاط مدرسه رفتیم تا در تفریح و استراحت با آنها باشیم و بعد مجدداً در قسمت دوم کلاس شرکت کردیم.
من به کلاس چهارم رفته بودم. 
 
رایان بروکس (دوست آمریکایی)، مت کینگ (دانشجوی انگلیسی) و سایر دانشجویان شرکت کننده در بازدید  هونورات دوست و همکلاس هائیتیائی که در بازدید شرکت کرده بود 
 
سالها پیش مقاله ای از آقای حدّادعادل در این زمینه خوانده بودم. مقاله ای که ايشان به شکل مبسوطی در خصوص بازديدشان از یک مدرسه ابتدایی در ژاپن صحبت کرده بود.(۳) لذا شاید فکر مي کردم که تجربه چندانی در این بازدید نباشد. اما دیدنِ عینی مسائل در باورها و دیدگاهها بسيار تاثیر گذار است.
نکات مختلفی از بازدید به ذهنم می رسد اما مهمترین نکته، کارِ جمعیِ بچه ها در تهیه ،تدارک و توزیع نهار در کلاسهایشان بود که وِلوله ای از جنب و جوش در مدرسه ایجاد کرده بود. فضایی پر از تکاپو که همۀ دانشجویان را جداً به وجد آورده بود.
 
می توان گفت روح کار جمعی یا به تعبیر ژاپنی ها " ایشّشونی一緒に " از دوران ابتدایی است که  به شکل جدّی در جامعه ژاپن ایجاد می شود . یک کار دسته جمعی جدی هرروزه، برای بچه ها که "خودشان"  ناهار را بیاورند، با هم توزیع کنند، بعد با هم ظرفها را جمع کنند و بعد کلاسها و راهرو را " با هم " تمیز کنند. همۀ این کارها با یک نظم تعریف شده و دقیق .  و علاوه بر تمرینِ کار جمعی ، ایجاد " روحیه تلاش" در کودکان ، که منتظر اینکه "کسی" غذا بیاورد ، کسی ببرد و فرد دیگری مدرسه را تمیز کند ، نباید بود.
 
 کمد جارو ها در هر کلاس مجزّا بود. محل قراردادن دستمال گردگیری ، محل قراردادن خاک انداز و سطل ها همه تعریف شده و تعیین شده بود. نحوه جمع آوری پاکتهای شیر (به نحوی که قابل بازیافت باشد و لذا قبل از قراردادن در سبد زباله ها هر پاکت خالی شیر در سطل آب شستشو داده می شد) توسط بچه های کلاس چهارم ابتدایی انصافاً تحسین برانگیز بود.  

توزیع ظرفهای غذا توسط دانش آموزان  توزیع غذا توسط دانش آموزان

 توزیع شیر پاکتی جهت صرف بعد از نهار  توزیع نارنگی جهت صرف پس از نهار توسط دانش آموزان

 * علاوه بر ناهار ، توزیع ظرفها ، شیر و حتی نارنگی بعد از ناهار نیز به عهده خود دانش آموزان است.
 
سرو غذا در ظرف ها صرف غذا
                                 
                       گردگیری و جارو نمودن کلاسها و راهروهای مدرسه
                                           

                      گردگیری در و دیوار کلاس توسط دانش آموزان

            گردگیری از در و دیوار کلاس و حتی راهروها به صورت «جدّی» انجام می شد (یک کار دسته جمعی هر روزه)
 
یکی دیگر از نکات جالب توجه سازۀ ساختمان مدرسه بود . بعد از زلزله ۱۹۹۵ کوبه ، دولت ژاپن طی یک برنامه ملّی نسبت به مقاوم سازی سازۀ مدارس اقدام نموده است (البته تا کنون ۸۰٪ مدارس مقاوم سازی شده اند ). طبق برنامه مدیریت بحران که همه مردم از آن آگاهند، در صورت بروز یک زلزله بزرگ ، تا زمان رسیدن نیروهای امدادی مردم هر محله بلافاصله بعد از بروز زلزله در مدرسۀ محل جمع می شوند . در واقع مقاوم سازی مدارس به دو منظور انجام شده است :«حفظ جان دانش آموزان و هدایت مدیریت بحران پس از زلزله. »
 
   استفاده از سازه فولادی پیچ و مهره ای به منظور کاهش مشکلات سازه های جوشی
                                                                               مهاربندهای بکار رفته در یک سازۀ سه طبقه (؟) 
 
                                                    **************
البته این کار ادارۀ دانشجویان بین الملل دانشگاه نیز کار ارزنده و جالبی بود . تنظیم برنامه توسط آنها دارای پیام بود. شاید به نحوی القاء همین معنی که پیشرفت و توسعۀ کشور ژاپن ریشه در روحیۀ کار جمعی است که از دوران کودکی و توسط سیستم آموزش و پرورش ایجاد می شود (بازدیدهای قبلی این اداره به دیدن نقاط تاریخی کشور ژاپن اختصاص داشت).
                                      *****************
در بدو ورودمان از هر کلاس دو دانش آموز به استقبال آمده و در ورودی مدرسه، منتظر ما بودند. نامهای دانشجویان و اسم کشورشان را به کاتاگانا و انگیسی روی برگه هایی نوشته و نقاشی کرده بودند و این هم نشانه ای از اینکه برای بچه ها توضیح داده شده بود که چه کسی و از چه کشوری به کلاس شما می آید. نشانه ای از نظم و برنامه ریزی جدّی در همین بازدید ساده ... و انصافا برخورد بچه ها گرم و صمیمی بود و خلاصه که خاطره جالب و ماندگاری برای هریک از دانشجویان شد.
                                                      
 
 برخورد گرم و صمیمی دانش آموزان

                                                    **************
تقارن این مطلب با  خاطره ای که از دوران پرخاطرۀ برج میلاد در ذهن بود ، باعث نگارش این نوشتار شد. از آن سال زمان زیادی به سرعت گذشت و برج میلاد هم افتتاح شد اما جهت مراسم افتتاح از بسیاری از مهندسینِ طرح، که سالها زحمات جدّی کشیده بودند حتی دعوت هم نشد .نیروهایی که سرمایۀ اصلی حاصل از احداثِ چنین پروژه هایی هستند و ارزشی بیشتر از ارزش بتن و فولاد می بایست برایشان انگاشته شود .

 

بی شک بحث «مدیریت منابع انسانی» که امروزه جزء مهمترین و جدّی ترین مطالعات مراکز تحقیقاتی مطرح جهان است را، باید در برنامه های مدارس ابتدایی و سنین بسیار مهم کودکی مورد مداقّه قرار داد. محصولات آن را بعدها می توان در ادارۀ اجتماع برداشت کرد. موضوع فرهنگ و اخلاق اجتماعی مهم تر و اساسی تر از بحث صنعت و توسعه صنعتی یا اقتصادی است. به توسعه اخلاق اجتماعی و روحیه باهم بودن و با هم کار کردن باید در مدارسمان بپردازیم.(۴) روحیه «سازگاری با یکدیگر و با هم کار کردن ».
 
اکنون که بر خاطرات مرور می کنم می بینم بسیاری از اختلافات و مشکلاتی که در روند اجرای پروژه رُخ می داد ناشی از این بود که ما باهم کار کردن و با هم بودن را خوب بلد نبودیم. شگفت اینکه ایران زمین به عنوان کشوری سنتی و دینی («سنت» به مفهومی که افرادی مثل دکتر نصر بدان قائل هستند) در معرض آموزه های متنوعی از «اخلاقِ اجتماعی» قرار دارد. آموزه هایی که می گوید حتّی نماز صبحتان را هم در تاریکی سحرگاهان "با هم" (جماعت/ایشّشونی 一緒に) بخوانید و آخرین وصیت دستنوشتۀ امام اول شیعیان در اهمیت همسایه و هشدار به «احتراز از گسستن از یکدیگر».
شاید هنوز راه طولانی در توسعه «روحیه مدارا و سازگاری با هم» در پیش داریم ... 

 به امید تعالی سرزمینی که آب و خاکش قبلا شیخ بهایی، خوارزمی، ابن سینا، رازی ، حافظ پرورانده ولی سالهاست که لعلی از کان مروّت برنیاورده. اکنون کوششِ این آب و خاک(۵) در چه کار است ؟...
این روزها گاه این شعر را با خود زمزمه می کنم :
      گمان مبر که به پایان رسید کارِ مغان
  ....هزار بادۀ ناخورده اندر رگِ تاک است
 
 (۶)
 
 

 

۱- آقای مهندس زرکوب بنیانگذار و ارائه دهندۀ ایدۀ احداث برج میلاد به شهردار وقت تهران در سال ۱۳۷۱بوده اند. ایشان پس از تاسیس شرکت یادمان سازه در سال ۱۳۷۳ و از زمان آغاز عملیات اجرایی طرح در سال ۱۳۷۶،  تا سال ۱۳۸۲ مجری طرح بوده و زحمات بسیاری را در احداث یادمانِ تهران متحمل شدند.

۲- دکتر حسین عظیمی که برای سال ها چهره مطرحی در اقتصاد توسعه در ایران به شمار می رفت مقالات و سخنرانی های معروفی داشت که البته به برخی از آنها نقد هایی وارد است. همچنین یکی از انتقادات مخالفین به ایشان در برخی حوزه ها کلی گویی و عدم ارائه برنامه های مشخص بوده است .کتاب «مدارهاي توسعه نيافتگي در اقتصاد ايران»  از آثار برجسته آن مرحوم است .ایشان در آثارش به اهمیت تمرکز بر آموزش در مدارس ابتدایی و توسعه قوه قضائیه تاکید زیادی می ورزید. در بهار ۸۲ به رحمت حق پیوست .روحش شاد . 

۳- این مقاله آقای دکتر حداد عادل در کتاب علوم اجتماعی سال اول دبیرستان درج شده بود و شاید تنها مطلب به دردبخور آن کتاب بود.
۴- معمولا عُرف نیست که در پاورقی مطلب عکس قرار دهند! اما این تصویری بود که تا پیش از بازدید مذکور همیشه در لابراتوار برایم سوال بود. اینکه دانشجوهای دوره فوق لیسانس و دکتری، خود لابراتوار را جارو کشیده  ، تمیز می کردند. قطعا وجود یک رفتار ارزنده اجتماعی محصول و معلول تفکر متفکرین برنامه ریز و سیستم جاری و ساری در مراکز آموزشی جامعه است. وقتی که به این دوستم (ناگاهاماسان)گفتم که از دیدن کار دانش آموزان در تمیز کردن کلاس تعجب کرده ام از تعجب من سخت متعجب شد. پرسید پس مگر کلاس درس را چه کس دیگری باید تمیز کند؟!                                

                            عدم بکارگیری نیروهای خدماتی و انجام نظافت لابراتور توسط دانشجویان

 ۵-غزلیات حافظ:لعلی از کان مروت برنیامد سالهاست      کوشش خورشید و سعی باد و باران را چه شد؟
۶- این نوشتار را پیش از درج در وبلاگ در قالب ایمیل خدمت چند تن از دوستان و عزیزان ارسال کرده بودم که به واسطه محبت و پیگیری یکی از دوستان در روزنامه کیهان مورخ ۱۳/۱۲/۱۳۸۷ منتشر شد (البته بدون عکس).
 
* مطلب مرتبط در این وبلاگ :
نوشتار مورخ ۸/۱/۸۹ تحت عنوان: خانه تکانی = اُسوجی ( お掃除) ( لینک مطلب)
  
نوشتار مورخ 25/11/89 تحت عنوان: معلمی در مدرسه ژاپنی ( لینک مطلب)

 

--------------------------------------------------------------------------------------------
                            
تصاویر دیگری از بازدید:
 
           
 
            
 
            
 
          
 
           
 
          
 
  نوشته شده در  جمعه ۱۳۸۷/۱۲/۱۶ساعت ۴:۱۹ ب.ظ  توسط محمدرضا اسلامی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM