وبلاگ شخصی محمدرضا اسلامی
 

نه برای لقمه ای نان :

ناهار عبرت آموز

" نه برای لقمه ای نان " نام کتاب معروفِ ماتسوشیتا بنیانگذار شرکت پاناسونیک است . ماتسوشیتا را درخشان ترین کارآفرین قرن بیستم می دانند.در میان کارآفرینانی همچون هوندا،اکیوموریتا(بنیانگذار شرکت سونی)(۱) كیشیرو تویودا (بنیانگذار شرکت تویوتا)(۲)و ... امّا جایگاه ماتسوشیتا از دیگران متمایز است.او یکی از چهره های اصلی در هدایت معجزه اقتصادی ژاپن پس از جنگ جهانی دوّم بود.محصولات شرکت  " پاناسونیک " میلیاردها نفر را در سراسر دنیا صاحب لوازم برقی خانگی کرد.پیش از مرگش در سال ۱۹۸۹ کمتر سازمانی روی کره خاکی مشتریانی بیشتر از او داشت.

در ۲۰ سالگی پس از چندین سال سیم کشی برق و درحالی که تنها چهار کلاس سواد داشت کار خود را با ۱۰۰ ین سرمایه و با تاسیس یک کارگاه کوچک با کمک همسرش و برادر همسرش شروع کرد .پس از مدتی تولید و سعی در ابداع وسایل الکتریکی ، ثبت نام تجاری با مارک " ناسیونال " را انجام داد.در ۱۹۲۳ در سالگرد تاسیس شرکتش یک برنامه بلندمدت ۲۵۰ ساله را اعلام داشت ( ۲۵ برنامه ۱۰ ساله ) و ....

پس از جنگ جهانی دوم در سال (۱۹۴۷) او بجای استراحت دوران بازنشستگی بطور کامل ورشکست شد. شرکت را از وی مصادره کردند و کارخانه های وی در دیگر کشورها توسط همان کشورها، تصرف شد و او در این سن و سال با تمام بدهی ها رها گردید....

                                     ***********************

داستان زندگی ماتسوشیتا به قدری زیبا، جذّاب و پر فراز و نشیب است که در ارزیابی شتابزده و حوصله دوستان ، مجال پرداختنش نیست....

امروز ظهر ناهار را با مهندس سعید رجب زاده بودم. سعید دانشجوی سال آخر دکترای علوم و مهندسی صنایع شیمیایی (۳) است.تحقیقاتش در لابراتوار"Material process engineering " بیشتر بر ساخت Membrane  (غشا ) متمرکز است . پر کار و پرتلاش هر روز صبح تا حدود ۹ شب را در آزمایشگاه و با محلولهای گوناگون و آزمایشهای مختلف سپری می کند. گاهی فرصتی می شود تا ناهار را با او و مهندس صفاری با هم باشیم و صحبتی داشته باشیم راجع به روند کارها. 

  

اواسط ناهار سعید به پیرمردی سلام کرد . پیرمرد حدوداً هشتاد ساله می نمود و گذشت سالها بیش از هر چیز در چشمانش پیدا بود.خیلی مسن تر از پدر بزرگ من به نظر می رسید. گفتم عجیب است که در این کشور اساتید را تا این سن نگه می دارند و بازنشسته نمی کنند . پرفسور در این سن که رمق درس دادن ندارد و احتمالا برای تجربه هایشان بها قائلند که ... سعید خندید که این چه حرفی است می زنی ، ایشان آقای توشیکو(Toshihiko  Kitaura)هم دوره ایِ من است .با هم مشغول طّی دوره دکتری هستیم.با هم در یک لابراتوار و با یک استاد می خوانیم.ایشان البته یک سال و نیم بعد از من شروع کرده است.

-دکتری را در این سن شروع کرده است ؟؟!

سعید توضیح داد : ۵۲ سال پیش در دانشگاه کوبه و از همین دانشکده خودمان فارغ التحصیل شده است. پس از آن به مدت ۴۵ سال در شرکت NITTOD ENCO کار کرده است. یک شرکت بسیار بزرگ که فقط در ژاپن ۵۰ شعبه دارد. آقای توشیکو طی مدت ۴۵ سال در زمینه ساخت Membrane  (غشا ) جهت تصفیه آب فعالیت کرده است. (۴) پس از بازنشستگی مدتی در خانه بوده و به تعبیر خودش احساس بطالت می کند.لذا به شرکت MEISUI می رود و به عنوان مشاور طرحهای آن شرکت فعالیت می کند.طی هفت سال گذشته که مشاور این شرکت بوده ،جهت انجام آزمایشها به لابراتوار ما(دانشکده خودش!) رفت و آمد داشت. به تعبیر خودش فعالیت و حضور در کنار جوانها به او انرژی جوانی می دهد. آقای توشیکو یک سال و نیم پیش تصمیم گرفت دوره دکتری خود را در همین لابراتوار شروع کند.اکنون با چنان جدیتی کار می کند که باید گفت به تمام معنی کلمه درس می خواند.نکته مهم بهره ای است که ما از حضور چنین فردی در لابراتوارمان می بریم.بهره از سالها تجربه حضور در صنعت .

دوباره پیرمرد را نگاه کردم .آقای توشیکو  . این بار اما با نگاهی دیگر .نگاهی سرشار از احترام. گفتم می خواهم با ایشان حرف بزنم. ادامه ناهار را برویم تا از همصحبتی با او بهره برم.غذا را برداشتیم و به پیش ایشان رفتیم.

با آقای توشیکو هم صحبت شدیم. خیلی گرم ،مهربان و صمیمی از کشورم پرسید و از رشته و کارهایم. جالب اینکه ایشان ناهار را با آکی هیتو  (Akihito) می خوردند. یکی از هم دانشکده ای های سعید. دانشجوی سال دوم فوق لیسانس . پیرمردی ۷۶ ساله و جوانی ۲۴ ساله با هم .(۵) چیست رمز این معنی و چیست انرژی محرّک اینگونه رفتار ؟ نوع نگرشِ یک انسان چگونه باید باشد و تفکّرش حول چه مداری باید در گردش باشد که این سان مثبت اندیش و مثبت گرا باشد؟ احساس خستگی در من چرا باید باشد وقتی که در این عالم خاک، این نوع نگاه تحسین برانگیز به زندگی هست. آیا نگاه ما به زندگی صحیح است؟ آیا گمان می کنیم امثال ماتسوشیتا فقط در کتابها یا افسانه ها بوده اند؟ نه ،کنار دست ما اگر نگاه کنیم هستند.و بی شکّ گردش چرخهای تولید ، صنعت و اقتصادِ پویا برمبنای وجود این نوع نگاه است.

عصر که به خانه بر می گشتم به یاد صحبت فوق العادۀ ماتسوشیتا در " نه برای لقمه ای نان " بودم. سال ۱۳۸۰ و در جمع همکاران شرکت یادمان سازه این جملات را خواندم وچقدر مهندس زرکوب به وجد آمده بود. آنجا که ماتسوشیتا می گوید :"من در ۹۰ سالگی ام ولی هر روز صبح این شعر را با خود زمزمه می کنم:

جوانی ، جوانی در دل است

جوانی برای آنانکه پر از ایمان و امید هستند ، جاودان است .

 و چالش های هر روز تازه را ،

 با دلیری و اعتماد ، شاد باش می گویند و می پذیرند ...

                                         ***************

سیمون ، برنده نوبل ادبیات جملات مسحور کننده ای دارد. جملاتی که چون گوهری تابنده است : ..." عظمت انسان در این است که زندگی خود را دوباره بیافریند؛ آن چه به او داده شده است، باز سازی کند....با کار ، حیات طبیعی اش را ایجاد می کند. با دانش با نشانه ها ، جهان را می سازد. با هنر، در میان جسم و جانش هماهنگی به وجود می آورد...

   جانی که بخشند دیگر نگیرند ،مرگ است صیدی تو در کمینی

                                            صورتگری را از من بیاموز ، شاید که خود را باز آفرینی

   بینی جهان را خود را نبینی ،تا چند جانا غافل نشینی

                                           بیرون قدم نه از دور آفاق ، تو بیش از اینی تو پیش از اینی

                                                                                                     اقبال لاهوری 


   ۱-برخلاف ماتسوشیتا ،  آکیو موریتا (AKIO MORITA ) بنیانگذار سونی (در 26 ژانویه سال 1921 ) از خانواده ای مقتدر و متمول زاده شد. با آنکه پدرش انتظار داشت او به عنوان فرزند بزرگ خانواده پای در راه او گذارد و تجارتخانه او را در حرفه صنایع نوشیدنی اداره کند اما «آکیو» از همان کودکی به وسایل الکتریکی و صوتی علاقه مند بــــود و می خواست بداند اشیاء چگونه کار می کنند. رویای او ساخت یک گرامافون الکتریکی بود. به همین دلیل رشته فیزیک را در دانشگاه اوساکا برگزید.

 موریتا در 25 سالگی و در سال 1946 شرکت خود را با نام «شرکت مهندسی مخابرات توکیو»(TOTSUKO ) با 500 دلار سرمایه (190.000 ین) و 20 نفر تاسیس کرد. محل فعالیت شرکت طبقه سوم یک ساختمان نیمه مخروبه ناشی از جنگ جهانی دوم و در منطقه منهدم شده ای قرار داشت که تمامی دیوارهای بتونی آن شکافهای عمیق برداشته بود... داستان شکل گیری شرکت سونی نیز بسیار جذاب است اما کارِ ماتسوشیتا، کارستانی دیگر بوده است.

۲- كیشیرو تویودا نیز برخلاف ماتسوشیتا در یک خانواده ثروتمند زاده شد. پدرش ،ساكیشی تویودا مدیرعامل و صاحب یک کارخانه بافندگی بود.كیشیرو پس از فارغ التحصیلی در رشته مهندسی مكانیك از دانشگاه توكیو ،دركارخانه پدر مشغول به كار شد اما همه توجه و همت او صرف تولید موتور خودرو شد. در سال ۱۹۳۰ كیشیرو تحقیق بر روی موتورهای گازوئیلی را آغاز كرد و سه سال بعد بخش خودرو را در قسمت كوچكی از كارخانه ریسندگی پدر راه انداخت... در سال ۱۹۳۵ اولین كارخانه خودرو تویوتا آغاز به كار كرد و سال بعد لوگوی تویودا به تویوتا تغییر یافت. یك سال بعد یعنی سال ۱۹۳۷ شركت تویوتاموتور به طور رسمی افتتاح شد. بدین ترتیب یكی ازموفق‎ترین كارخانجات ریسندگی ژاپن در بین دو جنگ جهانی با تغییر گرایش، به كارخانه خودروسازی تبدیل شد. تلاش و همت كیشیرو تویودا باعث شد كه از دل كارخانه پدر، كارخانه جدید تأسیس شود....

۳-Chemical Science and Engineering

۴- Membrane  کاربردهای بسیار متعددی دارد که یکی از آنها ساخت فیلتر جهت تصفیه آب است.

۵- در لابراتوار خودمان آقای هوجو را دیده بودم.آقای هوجو مالک و مدیرعامل یک شرکت بزرگ ساختمانی در اوساکاست.با ۵۵ سال سن و به رغم حضور در بخش خصوصی، دوره دکتری را در لابراتوار خودمان می گذراند.نه کارمند بخش دولتی است که مدرک دکتری برایش پایه و اضافه حقوق بیاورد و نه کسب و کار شرکتش را مدرک دکتری رونقی دیگر می دهد و نه ژاپن چون کشور عزیزم مدرک زده است که نبودش نقصی به حساب آید.امّا جدّیتش در خواندن و تلاشش برایم حیرت آور بود.

  

 آقای هوجو ۳۱ سال پیش فوق لیسانسش را از دانشگاه کوبه گرفته است. از دنیای کامپیوتر فقط word و کمی هم power point را بلد است.اما پیگیریهای جدّیش باعث می شود که دانشجوهای جوان لابراتوار در تنظیم گزارشها و تمام مراحل آنالیز سازه با او همراه بوده از هیچ کمکی دریغ نورزند. نکته جالبی که اساتید می گویند اینکه : آقای هوجو "واقعا" تلاش می کند و " جدّا " درس می خواند.

اما دیدار پیرمردی زنده دل با بیش از بیست سال سن بیشتر از آقای هوجو و دانشجوی دکترای علوم و مهندسی صنایع شیمیایی جدا شعف انگیز بود . 

* توضیح: این نوشتار بنا به لطف و محبت دوستان ، در مورخ ۱۰/۲/۱۳۸۸ در سایت ارزشمند و فرهنگی اطلاع رسانی حوزه کتاب :  " کتاب نیوز " منتشر شد.

  نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۷/۱۲/۲۰ساعت ۷:۴۸ ق.ظ  توسط محمدرضا اسلامی  | 

 

بازدید از مدرسه ابتدایی ژاپنی و 

خاطره ای از برج میلاد

در زمستان ۸۱ با هماهنگی آقای دکتر نورزاد استاد برجسته دانشگاه تهران،جمعی از اساتید دانشگاه توکيو به بازدید از برج میلاد آمده بودند . در قالب جلسه ای که با حضور مهندسینِ شرکت برگزار شد کلیات پروژه برج میلاد و برخی مسائل فنی طرح جهت میهمانان ژاپنی توضیح داده شد. میهمانان با علاقه بسیار به مباحث فنی و تشریح اجزاء مختلف برج گوش سپرده، سوالاتی مطرح شد.  بعد از جلسه  ، تعدادی از همکاران دفتر فنی به اتفاق میهمانان به بالای برج رفتند. در آن زمان کار بدنه بتنی تقریبا تمام شده و بازدید در سکوی تراز ۳۰۲ متر انجام می شد. با تفاق آقای مهندس زرکوب مجری طرح و مدیرعامل یادمان سازه(۱) و دکتر نورزاد در اتاق جلسه نشسته بودیم . مهندس زرکوب در قالب بحث، مطلبی قریب به این مضمون گفتند که  : « ما بعد از جنگ صدام عجله کرديم ... آن زمان عجله داشتیم برای توسعه و لذا با شتاب به سمت راهسازي، سد سازی، توسعه صنعت، کارخانه ها و... حرکت کرديم. شاید توسعه منابع انسانی مقدم بود. آن زمان افرادی چون مرحوم عظیمی(۲) می گفتند که برای توسعه، باید بر مدارس ابتدایی تمرکز کنیم بعد ایشان اضافه کرد اگر آن زمان بر این مهم، بیشتر متمرکز شده بوديم ، امروز آن بچه ها در دانشگاه ها بودند و حال ما به قرارگیری در بستر توسعۀ پایدار مطمئن تر می بوديم. بی شک امروز بجای برج میلاد در وضعیت فعلی، برج سازان و توسعه آفرینان صنعتی می داشتیم  

بازدید میهمانان از برج میلاد تهران  بازدید میهمانان ژاپنی از برج میلاد تهران

                                         ****************
 
در هفته آخر ترم ، با هماهنگی ادارۀ دانشجويان بین الملل دانشگاه کوبه ، به بازدید از يک مدرسۀ ابتدايی ژاپنی رفتیم.
 
به اتفاق سی دانشجوی خارجی از سی کشور مختلف با هماهنگی اداره دانشجویان بین الملل، به بازديد یکي از مدارس ابتدایی کوبه که از قبل هماهنگ شده بود رفتیم. دانشجویانی از کشورهای استرالیا، اسپانیا ،هائیتی ، آمریکا ، فیلیپین ، اندونزی ، برونئی ، تایلند، چین ، آلمان ،ازبکستان و ...  . هر يک از ما به یکی از کلاس ها رفت . ناهار را با بچه ها خورديم و بعد از ناهار با بچه ها کلاسشان را تمیز کرديم ، چرا که در ژاپن کسی به عنوان خدمتکار مدرسه وجود ندارد و بچه ها از همان ابتدایی، بعد از نهار در زمان مخصوصی کلاس را تمیز می کنند.  پس از شروع کلاس هر یک از ما در حد چند دقیقه توضیحاتی در خصوص کشورمان و مدارس ابتدایی اش برای بچّه های کلاس دادیم و آنها هم سوالاتی پرسیدند که برای من با توجه به زبان ژاپنی ضعیفم این قسمت برنامه کار سختی(!) بود .
 
در مجموع چهارنفر از بچه ها از معلم اجازه گرفتند و باهمان حالت ادب ژاپنی سوالاتی پرسیدند. یکی پرسید که طول دوره ابتدایی در ایران چندسال است؟ دومی راجع به اینکه بچه های شما ناهار را در مدرسه چطور می خورند پرسید (اینکه ناهار باخود می برند یا در مدرسه پخته می شود؟). سومی از جدا بودن دختر و پسر در مدارس ابتدایی ایران سوال کرد (؟!) .و آخرین سوال اینکه آیا شما هم در مدارس ابتدایی کشورتان اتاق کامپیوتر دارید یا نه؟! بعد برای ورزش به حیاط مدرسه رفتیم تا در تفریح و استراحت با آنها باشیم و بعد مجدداً در قسمت دوم کلاس شرکت کردیم.
من به کلاس چهارم رفته بودم. 
 
رایان بروکس (دوست آمریکایی)، مت کینگ (دانشجوی انگلیسی) و سایر دانشجویان شرکت کننده در بازدید  هونورات دوست و همکلاس هائیتیائی که در بازدید شرکت کرده بود 
 
سالها پیش مقاله ای از آقای حدّادعادل در این زمینه خوانده بودم. مقاله ای که ايشان به شکل مبسوطی در خصوص بازديدشان از یک مدرسه ابتدایی در ژاپن صحبت کرده بود.(۳) لذا شاید فکر مي کردم که تجربه چندانی در این بازدید نباشد. اما دیدنِ عینی مسائل در باورها و دیدگاهها بسيار تاثیر گذار است.
نکات مختلفی از بازدید به ذهنم می رسد اما مهمترین نکته، کارِ جمعیِ بچه ها در تهیه ،تدارک و توزیع نهار در کلاسهایشان بود که وِلوله ای از جنب و جوش در مدرسه ایجاد کرده بود. فضایی پر از تکاپو که همۀ دانشجویان را جداً به وجد آورده بود.
 
می توان گفت روح کار جمعی یا به تعبیر ژاپنی ها " ایشّشونی一緒に " از دوران ابتدایی است که  به شکل جدّی در جامعه ژاپن ایجاد می شود . یک کار دسته جمعی جدی هرروزه، برای بچه ها که "خودشان"  ناهار را بیاورند، با هم توزیع کنند، بعد با هم ظرفها را جمع کنند و بعد کلاسها و راهرو را " با هم " تمیز کنند. همۀ این کارها با یک نظم تعریف شده و دقیق .  و علاوه بر تمرینِ کار جمعی ، ایجاد " روحیه تلاش" در کودکان ، که منتظر اینکه "کسی" غذا بیاورد ، کسی ببرد و فرد دیگری مدرسه را تمیز کند ، نباید بود.
 
 کمد جارو ها در هر کلاس مجزّا بود. محل قراردادن دستمال گردگیری ، محل قراردادن خاک انداز و سطل ها همه تعریف شده و تعیین شده بود. نحوه جمع آوری پاکتهای شیر (به نحوی که قابل بازیافت باشد و لذا قبل از قراردادن در سبد زباله ها هر پاکت خالی شیر در سطل آب شستشو داده می شد) توسط بچه های کلاس چهارم ابتدایی انصافاً تحسین برانگیز بود.  

توزیع ظرفهای غذا توسط دانش آموزان  توزیع غذا توسط دانش آموزان

 توزیع شیر پاکتی جهت صرف بعد از نهار  توزیع نارنگی جهت صرف پس از نهار توسط دانش آموزان

 * علاوه بر ناهار ، توزیع ظرفها ، شیر و حتی نارنگی بعد از ناهار نیز به عهده خود دانش آموزان است.
 
سرو غذا در ظرف ها صرف غذا
                                 
                       گردگیری و جارو نمودن کلاسها و راهروهای مدرسه
                                           

                      گردگیری در و دیوار کلاس توسط دانش آموزان

            گردگیری از در و دیوار کلاس و حتی راهروها به صورت «جدّی» انجام می شد (یک کار دسته جمعی هر روزه)
 
یکی دیگر از نکات جالب توجه سازۀ ساختمان مدرسه بود . بعد از زلزله ۱۹۹۵ کوبه ، دولت ژاپن طی یک برنامه ملّی نسبت به مقاوم سازی سازۀ مدارس اقدام نموده است (البته تا کنون ۸۰٪ مدارس مقاوم سازی شده اند ). طبق برنامه مدیریت بحران که همه مردم از آن آگاهند، در صورت بروز یک زلزله بزرگ ، تا زمان رسیدن نیروهای امدادی مردم هر محله بلافاصله بعد از بروز زلزله در مدرسۀ محل جمع می شوند . در واقع مقاوم سازی مدارس به دو منظور انجام شده است :«حفظ جان دانش آموزان و هدایت مدیریت بحران پس از زلزله. »
 
   استفاده از سازه فولادی پیچ و مهره ای به منظور کاهش مشکلات سازه های جوشی
                                                                               مهاربندهای بکار رفته در یک سازۀ سه طبقه (؟) 
 
                                                    **************
البته این کار ادارۀ دانشجویان بین الملل دانشگاه نیز کار ارزنده و جالبی بود . تنظیم برنامه توسط آنها دارای پیام بود. شاید به نحوی القاء همین معنی که پیشرفت و توسعۀ کشور ژاپن ریشه در روحیۀ کار جمعی است که از دوران کودکی و توسط سیستم آموزش و پرورش ایجاد می شود (بازدیدهای قبلی این اداره به دیدن نقاط تاریخی کشور ژاپن اختصاص داشت).
                                      *****************
در بدو ورودمان از هر کلاس دو دانش آموز به استقبال آمده و در ورودی مدرسه، منتظر ما بودند. نامهای دانشجویان و اسم کشورشان را به کاتاگانا و انگیسی روی برگه هایی نوشته و نقاشی کرده بودند و این هم نشانه ای از اینکه برای بچه ها توضیح داده شده بود که چه کسی و از چه کشوری به کلاس شما می آید. نشانه ای از نظم و برنامه ریزی جدّی در همین بازدید ساده ... و انصافا برخورد بچه ها گرم و صمیمی بود و خلاصه که خاطره جالب و ماندگاری برای هریک از دانشجویان شد.
                                                      
 
 برخورد گرم و صمیمی دانش آموزان

                                                    **************
تقارن این مطلب با  خاطره ای که از دوران پرخاطرۀ برج میلاد در ذهن بود ، باعث نگارش این نوشتار شد. از آن سال زمان زیادی به سرعت گذشت و برج میلاد هم افتتاح شد اما جهت مراسم افتتاح از بسیاری از مهندسینِ طرح، که سالها زحمات جدّی کشیده بودند حتی دعوت هم نشد .نیروهایی که سرمایۀ اصلی حاصل از احداثِ چنین پروژه هایی هستند و ارزشی بیشتر از ارزش بتن و فولاد می بایست برایشان انگاشته شود .

 

بی شک بحث «مدیریت منابع انسانی» که امروزه جزء مهمترین و جدّی ترین مطالعات مراکز تحقیقاتی مطرح جهان است را، باید در برنامه های مدارس ابتدایی و سنین بسیار مهم کودکی مورد مداقّه قرار داد. محصولات آن را بعدها می توان در ادارۀ اجتماع برداشت کرد. موضوع فرهنگ و اخلاق اجتماعی مهم تر و اساسی تر از بحث صنعت و توسعه صنعتی یا اقتصادی است. به توسعه اخلاق اجتماعی و روحیه باهم بودن و با هم کار کردن باید در مدارسمان بپردازیم.(۴) روحیه «سازگاری با یکدیگر و با هم کار کردن ».
 
اکنون که بر خاطرات مرور می کنم می بینم بسیاری از اختلافات و مشکلاتی که در روند اجرای پروژه رُخ می داد ناشی از این بود که ما باهم کار کردن و با هم بودن را خوب بلد نبودیم. شگفت اینکه ایران زمین به عنوان کشوری سنتی و دینی («سنت» به مفهومی که افرادی مثل دکتر نصر بدان قائل هستند) در معرض آموزه های متنوعی از «اخلاقِ اجتماعی» قرار دارد. آموزه هایی که می گوید حتّی نماز صبحتان را هم در تاریکی سحرگاهان "با هم" (جماعت/ایشّشونی 一緒に) بخوانید و آخرین وصیت دستنوشتۀ امام اول شیعیان در اهمیت همسایه و هشدار به «احتراز از گسستن از یکدیگر».
شاید هنوز راه طولانی در توسعه «روحیه مدارا و سازگاری با هم» در پیش داریم ... 

 به امید تعالی سرزمینی که آب و خاکش قبلا شیخ بهایی، خوارزمی، ابن سینا، رازی ، حافظ پرورانده ولی سالهاست که لعلی از کان مروّت برنیاورده. اکنون کوششِ این آب و خاک(۵) در چه کار است ؟...
این روزها گاه این شعر را با خود زمزمه می کنم :
      گمان مبر که به پایان رسید کارِ مغان
  ....هزار بادۀ ناخورده اندر رگِ تاک است
 
 (۶)
 
 

 

۱- آقای مهندس زرکوب بنیانگذار و ارائه دهندۀ ایدۀ احداث برج میلاد به شهردار وقت تهران در سال ۱۳۷۱بوده اند. ایشان پس از تاسیس شرکت یادمان سازه در سال ۱۳۷۳ و از زمان آغاز عملیات اجرایی طرح در سال ۱۳۷۶،  تا سال ۱۳۸۲ مجری طرح بوده و زحمات بسیاری را در احداث یادمانِ تهران متحمل شدند.

۲- دکتر حسین عظیمی که برای سال ها چهره مطرحی در اقتصاد توسعه در ایران به شمار می رفت مقالات و سخنرانی های معروفی داشت که البته به برخی از آنها نقد هایی وارد است. همچنین یکی از انتقادات مخالفین به ایشان در برخی حوزه ها کلی گویی و عدم ارائه برنامه های مشخص بوده است .کتاب «مدارهاي توسعه نيافتگي در اقتصاد ايران»  از آثار برجسته آن مرحوم است .ایشان در آثارش به اهمیت تمرکز بر آموزش در مدارس ابتدایی و توسعه قوه قضائیه تاکید زیادی می ورزید. در بهار ۸۲ به رحمت حق پیوست .روحش شاد . 

۳- این مقاله آقای دکتر حداد عادل در کتاب علوم اجتماعی سال اول دبیرستان درج شده بود و شاید تنها مطلب به دردبخور آن کتاب بود.
۴- معمولا عُرف نیست که در پاورقی مطلب عکس قرار دهند! اما این تصویری بود که تا پیش از بازدید مذکور همیشه در لابراتوار برایم سوال بود. اینکه دانشجوهای دوره فوق لیسانس و دکتری، خود لابراتوار را جارو کشیده  ، تمیز می کردند. قطعا وجود یک رفتار ارزنده اجتماعی محصول و معلول تفکر متفکرین برنامه ریز و سیستم جاری و ساری در مراکز آموزشی جامعه است. وقتی که به این دوستم (ناگاهاماسان)گفتم که از دیدن کار دانش آموزان در تمیز کردن کلاس تعجب کرده ام از تعجب من سخت متعجب شد. پرسید پس مگر کلاس درس را چه کس دیگری باید تمیز کند؟!                                

                            عدم بکارگیری نیروهای خدماتی و انجام نظافت لابراتور توسط دانشجویان

 ۵-غزلیات حافظ:لعلی از کان مروت برنیامد سالهاست      کوشش خورشید و سعی باد و باران را چه شد؟
۶- این نوشتار را پیش از درج در وبلاگ در قالب ایمیل خدمت چند تن از دوستان و عزیزان ارسال کرده بودم که به واسطه محبت و پیگیری یکی از دوستان در روزنامه کیهان مورخ ۱۳/۱۲/۱۳۸۷ منتشر شد (البته بدون عکس).
 
* مطلب مرتبط در این وبلاگ :
نوشتار مورخ ۸/۱/۸۹ تحت عنوان: خانه تکانی = اُسوجی ( お掃除) ( لینک مطلب)
  
نوشتار مورخ 25/11/89 تحت عنوان: معلمی در مدرسه ژاپنی ( لینک مطلب)

 

--------------------------------------------------------------------------------------------
                            
تصاویر دیگری از بازدید:
 
           
 
            
 
            
 
          
 
           
 
          
 
  نوشته شده در  جمعه ۱۳۸۷/۱۲/۱۶ساعت ۴:۱۹ ب.ظ  توسط محمدرضا اسلامی  | 

آیا ساخت برج میلاد لازم بود؟

این سوالی است که طی سالهای گذشته بارها و بارها از بسیاری از دوستان و فامیل شنیده ام . بیشترین علّت این پرسش اشاره به وجود تکنولوژی پیشرفته ماهواره های تلویزیونی و مخابراتی در دنیای امروز است. اینگونه تصوّر می شود که احداث برج های مخابراتی ـ تلویزیونی مربوط به حدود چهار یا پنج دهۀ گذشته بوده و در دنیای امروز با توجه به فن آوریهای جدید دیگر تعریف چنین پروژه هایی بی معناست.

عدم آشنایی و تسلط اینجانب در حوزه مهندسی مخابرات و همچنین عدم اطلاع دقیق از جزئیات فن آوریهای نوین در خصوص ماهواره های مخابراتی و تلویزیونی باعث می شود که از اظهار نظر از این منظر خودداری نمایم.اما توفیق هفت سال حضور در این طرح مهم و همچنین تجربه اخیر مرا بر آن می دارد تا با نگاهی دیگر چند سطری در قالب گزارش خدمت دوستان بنگارم.شاید پاسخ به این سوال از این منظر مفید واقع شود :

**************

آذرماه گذشته به اتفاق جمعی از دانشجویان و اساتید دانشگاه به بازدید از کارخانه فولاد ایتامی واقع در غرب شهر اوساکا رفتیم. این کارخانه در حال تامین بخشی از مقاطع فولادی مورد نیاز جهت احداث برج جدید مخابراتی- تلویزیونی توکیو است .خط تولید لوله های با قطر و ضخامت بالا کلا به این پروژه اختصاص داده شده است.  

توضیح این که در کشور ژاپن بر خلاف ایران، مقاطع مورد استفاده جهت ستونهای سازه های فولادی،بیشتر باکس(قوطی) یا تیوبلار ( لوله) است (در حال حاظر در کشور ما بیشتر از مقاطع اِچ استفاده شده و در مواردی که طراح استفاده از باکس را مد نظر دارد، ستون باکس به شکلِ جوشی ساخته می شود) .کارخانه فولاد ایتامی یکی از مجموعه کارخانجات فولاد اُوساکاست که در خط تولید خود، ورق را به مقطع باکس و دایره تبدیل می کند.

ارائه مشخصات فنی برج مخابراتی جدید توکیو قبل از بازدید   لوله های با قطر دو متر و ضخامت ده سانتیمتر

قبل از بازدید ، مهندسین شرکتِ مجری طرح برج جدید مخابراتی ـ تلویزیونی توکیو ،طی چهار پرزنته مجزا به مرور مباحث فنی و اجرایی در خصوص این سازه عظیم پرداختند. طی مقایسه ای با برج فعلی مخابراتی ـ تلویزیونی ( که مرتفع ترین سازه موجود در ژاپن است) ، اجزا این طرح جدید تشریح شد. مروری بر موارد مطروحه ممکن است مورد توجه دوستان واقع شود .

مشخصات برج فعلی مخابراتی ـ تلویزیونی توکیو به این شرح است :

برج فعلی مخابراتی - تلویزیونی توکیو

ارتفاع : ۳۳۳ متر

تراز سکوهای دید باز : ۱۵۰  و ۲۵۰ متری

آغاز عملیات اجرایی طرح : ژانویه ۱۹۵۷ 

پایان عملیات اجرایی و مراسم افتتاح :۲۳ دسامبر ۱۹۵۸ (!!؟)

 هزینه اجرای طرح :۸/۲ میلیارد ین معادل ۵/۸ ( هشت و نیم )میلیون دلار سال ۱۹۵۸

 معمار :  Tachū Naitō  内藤多仲

محاسبات سازه : شرکت(۱)  Nikken Sekkei Ltd.  株式会社日建設計

پیمانکار :  شرکت (۲)  Takenaka Corporation 株式会社竹中工務店 

فرستنده های مهم تلویزیونی نصب شده : NHK, TBS, Fuji TV

تعداد بازدید کنندگان از برج تا سال ۲۰۰۸ :   ۱۵۰ میلیون نفر

برج توکیو در پارک شیبا واقع شده است .طرح این برج الهام گرفته از برج ایفل می باشد.این سازه در زمان خود مرتفع ترین سازه خود ایستا دردنیا بوده است.در آن زمان برج توکیو تنها ۱۳ متر از برج ایفل بلندتر بوده است. رنگ المانها نارنجی انتخاب شده که نمادی از ایمنی است. تا کنون ۱۵۰ میلیون نفر از این سازه بازدید کرده اند. می توان گفت هنوزاین سازه به عنوان سمبل کلان شهرتوکیو محسوب میشود

رده بندی برجهای مخابراتی - تلویزیونی دنیا برحسب ارتفاع

رده بندی برجهای مخابراتی- تلویزیونی دنیا بر حسب ارتفاع

همچنان که در تصویر فوق مشاهده می نمائید بلندترین برج مخابراتی دنیا به نام CN Tower در شهر تورنتو کانادا با ارتفاع ۵۳۰ متر است.در این رده بندی برج میلاد تهران با ۴۳۰ متر ارتفاع در مقام چهارم قرار دارد.برج فعلی توکیو جایگاه قابل توجهی در این رده بندی ندارد.

از آنجا که ارتفاع فعلی برج مخابراتی - تلویزیونی توکیو جهت پوشش امواج  (Digital Terrestrial Television : DTTV or DTT ) مناسب نمی باشد لذا دولت ژاپن با طرح ساخت " درخت آسمان " موافقت نموده است .

**************

 " درخت آسمان " پروژه برج جدید مخابراتی - تلویزیونی توکیو:

این پروژه که نام دیگر آن " برج جدید توکیو " است نمادی از قدرت فنی و توان اقتصادی کشور ژاپن خواهد بود ." درخت آسمان " نامی بود که پس از رای گیری مردمی از میان شش نام پیشنهادی دیگر انتخاب شد. هزینه های این پروژۀ عظیم به عهده شش شبکه تلویزیونی خصوصی ژاپن و تحت مدیریت شبکه NHK  می باشد .

به عقیده کارشناسان وجود آسمان خراشهای متعدد ،بهره برداری از برج فعلی توکیو را با مشکل مواجه ساخته و نیاز به برجی با ارتفاع بیشتر حس می شود.همچنین مقرر شده است که در جولای ۲۰۱۱ سیستم امواج آنالوگ به سیستم دیجیتال تبدیل شود.این مسائل باعث شده است تا طراحی این سازه عظیم طی سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۸ صورت پذیرد.  

مشخصات برج جدید مخابراتی ـ تلویزیونی توکیو به این شرح است :

  درخت آسمان با ارتفاع 610 متر برج جدید توکیو خواهد بود         مقطع برج درخت آسمان و تراز سکوهای دید باز 

ارتفاع : ۶۱۰  متر

تراز سکوهای دید باز :سکوی اول تراز ۳۵۰  و سکوی دوم تراز ۴۵۰ متری

طراحی اولیه : ۲۰۰۶        

تهیه نقشه های اجرایی :  ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۸

آغاز عملیات اجرایی طرح : ۱۴ جولای ۲۰۰۸

زمان پیش بینی شده جهت اتمام ساخت : دسامبر ۲۰۱۱    (!!؟)

 زمان پیش بینی شده جهت بازدید مردم : بهار ۲۰۱۲  

میزان فولاد مورد نیاز ساخت سازه فولادی پیرامون شفت بتنی : ششصد هزار تن

هزینه اجرای طرح : ۶۰ میلیارد ین

 معمار : تادائو آندو (۳)   ( Tadao Ando (安藤 忠雄

پیمانکار : (  Obayashi Corporation (株式会社大林組

میزان فولاد مورد نیاز جهت ساخت خرپای فولادی پیرامون شفت بتنی :   ششصد هزار تُن

 **************

متخصصین و مدیران به این باور رسیده اند که توکیو با وجود برخورداری از یک برج مخابراتی ،نیازمند صرف هزینه جهت احداث چنین سازه پرچالشی "برای بار دوم"  است .می دانیم که ژاپن کشوری است برخوردار از علومِ روزِ مهندسی مخابرات و الکترونیک .بی شک انجام این مهم بدون وجود توجیه قوی فنی - اقتصادی در چنین کشوری صورت نمی پذیرد.

در حال حاضر برج میلاد جزو سرمایه های ارزشمندِ کلان شهر تهران محسوب شده و باعث افتخار هر بیننده است.باید به بنیانگذاران و ایده پردازان اولیه احداث برج میلاد آفرین گفت . ایده احداث این طرح در سال ۱۳۷۱ به شهردار وقت تهران داده شد و عملیات اجرایی از اواخر سال ۱۳۷۶ آغاز گردید.اساسا تعریف این پروژه بزرگ در ساختار شهرداری تهران و تغییرات متعدد مدیریت شهری طی سالهای ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۴ و همچنین مشکلات ناشی از تلاطم حوادث در شورای اول شهر باعث شد تا روند اجرای طرح طولانی شود.این موضوع پس از سال ۱۳۸۲ با ایجاد تغییرات متعدد در مدیریت طرح (چهار بار تغییر مجری طرح طی ۳ سال) تشدید شد و پروژه دچار آسیب های زیادی گشت . شاید در نوبتی دیگر به تفصیل به تاریخچه احداث این سازه و دستآوردهای فنی آن بپردازیم .بی شک سازندگان این سازۀ پرشکوه را بزرگترین پاداش، نگریستن در آن است .(۴) میراثی که نسل امروز برای آیندگان ساخت. میراثی که می توانست امروز نباشد. همچنان که بسیاری می پرسند : آیا ساخت برج میلاد لازم بود ؟....(۵) (۶)

برج میلاد تهران چون نگینی در شب


۱- این شرکت هنوز فعال است .

۲- شرکت   Takenaka Corporation 株式会社竹中工務店 بزرگترین و قدیمی ترین شرکت ساختمانی ژاپن است که (به ادعای خود ) قدمتی چهارصد ساله داشته و پروژه های متعددی در کشورهای مختلف دنیا اجرا کرده است. در خصوص این شرکت در آینده به تفصیل صحبت خواهیم کرد.

۳- تادائو آندو (۲)  (Tadao Ando (安藤 忠雄 برجسته ترین معمار کشور ژاپن است. نکته شاخص آندو این است که تحصیلات دانشگاهی نداشته و معماری را خود آموخته است .هنر طراحی وی با سفرهای متعددش به نقاط مختلف دنیا و الهام گیری از آثار برجسته معماری به اوج کمال رسیده است. هم اکنون نمایشگاه آثارش در اُوساکا برپاست . در خصوص کارهای شاخصش در نقاط مختلف دنیا و نگرشش به معماری در نوبت های بعد سخن خواهیم گفت .

۴- بهرام بیضائی ، نمایشنامه مجلس قربانی سنمار ،چاپ ۱۳۷۷

۵- هزینه تمام شده برج میلاد درحدود ۱۰۰ میلیارد تومان است . بودجه سال گذشته شهرداری تهران ۳۳۰۰ میلیارد تومان بود.

۶- این نوشتار در شماره ۲۶ نشریه خبری ، آموزشی و پژوهشی مسکن منتشر گردیده است.

  نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۷/۱۲/۱۳ساعت ۴:۳۸ ب.ظ  توسط محمدرضا اسلامی  | 

اُوساکا کاستل ( Osaka Castle ) و نگرش حفظ آثار میراثی

در هفته ای که گذشت به اتفاق جمعی از دوستان ایرانی که برای گذراندن دوره ای در زمینه مدیریت بحران زلزله به ژاپن آمده بودند به بازدید از نقاط مختلف شهر اُوساکا و همچنین قصر اُوساکا یا "اُوساکا کاستل" ( Osaka Castle ) رفتیم.

اُوساکا دومین شهر بزرگ ژاپن بعد از پایتخت آن توکیو است. مرکز استانی به همین اسم است. این شهر بر روی جزیره اصلی ژاپن (جزیره هُن شو)  واقع شده است.(۱)

شهری است پر از ساختمانهای سر به فلک کشیده و بزرگراههای دیدنی .مراکز تفریحی شهر با دستگاه های متعدد تفریحی، همچون پارک مثلث و آمریکامورا(دهکده آمریکایی) از جمله مناطق عمده جذب شهروندان و توریست های خارجی هستند که در منطقۀ مینامی آن واقع شده اند.

در خلیج اوساکا مجموعه آکواریومی واقع شده که در آن ۳۵هزار گونه از جانوران دریایی در ۱۴ آکواریوم مختلف نگهداری می شوند. بزرگ ترین این محفظه های آکواریومی، گنجایش معادل ۵هزار و چهارصدتن آب دارد که در نوع خود، بزرگ ترین در جهان محسوب می شود.همچنین شهربازی "یونیورسال استادیو" پروژه تفریحی عظیمی که تنها یک نمونۀ مشابه آن در آمریکا احداث شده ، در این شهر وجود دارد.

عبور بزرگراه از درون یک ساختمان مرتفع در مجاورت ایستگاه اومدا

 محله های شین سای باشی و ابیسوباشی که از بزرگترین مراکز تجاری و فروشگاهی ژاپن است نیز در منطقه مینامی این شهر قرار دارند.دفاتر بسیاری از شرکتهای بین المللی و بزرگ ژاپنی(همچون شرکت ساختمانی Takenaka Corporation 株式会社竹中工務店که قدمتی چهارصد ساله داراست) در این شهر قرار دارد.فرودگاه بين المللي كانساي اصلي ترين فرودگاه شهر اوساكا محسوب مي شود. اين فرودگاه (همچون فرودگاه شهر کوبه )در جزيره اي مصنوعي و مستطيلي شكل در آب هاي خليج اوساكا احداث شده است.

قصر اوساکا یا "اوساکا کاستل" یکی از مهمترین آثار باستانی این شهر است. ساختمان هشت طبقه این کاخ پرشکوه که طی سالهای ۱۵۸۳ تا ۱۵۹۸ میلادی بنا گردیده، "سمبل اوساکا "می باشد.  

ساختمان هشت طبقه قصر اوساکا به عنوان سمبلی برای این شهر مدرن

این قصر زیبا که پیرامون آن را یک خندق بزرگ آب احاطه کرده بر روی یک سکوی سنگی مرتفع به شکل هرمِ ناقص احداث شده بوده تا از هر گونه امکان حمله و هجوم جنگجویان در امان بماند.

قرار گیری سازه قصر بر روی یک بستر سنگی به شکل هرم ناقص

طراحی قصر در میان خندق آب و در ارتفاع به منظور حفظ امنیت آن

نکته قابل تأمل در خصوص این سازه ارزشمند موزه ای است که در درون آن احداث گردیده است.  تمام هشت طبقۀ این ساختمان زیبا به موزه تبدیل شده و مواردی در خصوص فرهنگ و تاریخ گذشته کشور ژاپن جهت بازدیدکنندگان قرار داده شده است.لیکن ، نکته قابل توجه ایجاد "تغییرات ساختاری" در درون طبقات قصر است.در واقع می توان گفت که درونِ طبقات ساختمان به طور کلی و به صورت کاملا مدرن بازسازی گردیده است.کف سازی ، نورپردازی ،ایجاد تغییرات در سقف ها و همچنین قراردادن دستگاههایی همچون سینماهای کوچک سه بعدی همه و همه به منظور انتقال مولفه های فرهنگ و تاریخ گذشته ژاپن به بازدیدکنندگان است.در واقع درونِ بنا هیچگونه مشابهتی به قصر باستانی امپراطور ژاپن ندارد.

در واقع می توان گفت که "پوستۀ سازه" به شکل سنتی خود حفظ شده و در "درون" تغییراتِ اساسی داده شده است . این امر موضوعی است که با تفکر رایج در بسیاری از کارشناسان فعلی میراث فرهنگی کشور ما کاملا مغایر است.من باب مثال در چنین نگرشی "احداث آسانسور" در تمامی طبقات چنین بنای ارزشمندی در حد جنایت قلمداد می شود.

 ایجاد تغییرات اساسی در اوساکا کاستل و برپایی موزه      ایجاد مدل عروسکی از نبرد جنگجویان ژاپنی در بخشی از موزه

در تفکر فعلی کارشناسانِ کشورمان ، حفظ میراث فرهنگی به مفهوم مراقبت و حداکثر " مرمّت " بوده و این امر با نمونه کار انجام شده در اثری با درجه اهمیت قصر اوسکا (ایجاد تغییرات ساختاری و خلق کاربری جدید)کاملا متفاوت است.(۲)

بافت تاریخی شهر شیراز صرفا به دلیل همین نگاه تک بعدی متخصصین و کارشناسان میراث فرهنگی رو به نابودی وحشتناکی است.اولا در هیچ نقطه بافت اجازه ساخت بنای با ارتفاع بیش از هفت متر داده نمی شود.این مساوی است با جلوگیری از رونق زندگی در بافت (مقایسه کنید با عکس فوق و ساختمانهای مرتفع ساخته شده در مجاورت سمبل تاریخی شهر ). ثانیا در هر بخشی از بافت که شهرداری قصد انجام طرحی عمرانی را داشته باشد با یک بنای تاریخی (هشتاد ساله تا هفتصد ساله ) برخورد می کند و این نیز مساوی است با عدم انجام هر گونه فعالیت عمرانی در بافت.

هم اکنون این بافت ارزشمند( = شیرازِ هفتصد سال پیش ) به محل استقرار مهاجرین و اتباع کشورهای دیگر تبدیل شده است.چرا ؟

قانون ساختِ حداکثر تا ارتفاع هفت متر را چه تفکّری خلق کرده است ؟ چرا این قانون امکان بازنگری ندارد؟به دلیل این که ویرانی فیزیکی بافت و گسترش مشکلات اجتماعی در محدوده دوهزار هکتاریِ آن کاملا بی صدا و نامحسوس رخ می دهد و لذا تعجیلی در بازنگری قانون حس نمی شود؟ چه کسی گفته که هیچ سازۀ مرتفعی نباید از میدان نقش جهان اصفهان رویت شود ؟

کاهش رونق چشمگیر بازار پر شکوه وکیل در بافت تاریخی شیراز

کاهش رونق چشمگیرِ بازار پرشکوه وکیل در بافت تاریخی شیراز

آیا وضعیت فعلی بنای ارزشمندی همچون مدرسه خان ، جایی که صدرالمتألهین ،ملاصدارا در آن درس خوانده در شأن این مسجد عزیز است؟ آیا این نوع دلسوزی (صِرفِ نگهداریِ بنا، بی هیچ کاربری امروزی ) مسیر درستی در صیانت از میراث فرهنگی تاریخ کشورمان است ؟آیا بهتر نیست در تعریف کاربری جهت بناهی میراثی تأملّی دوباره داشته باشیم؟... 

در میان ویرانی های محله اسحاق بیگ بافت مرکزی شیراز ،مدرسۀ خان پرشکوه و خاموش، متروک رها مانده و آن وقت شهرهای ما درجهت توسعه شهرک های جدید پیرامونی، به سرعت رو به گسترش اند...(۳)(۴)

چشمها را باید شست... جور دیگر باید دید... (۵)


۱- به توضیحات نوشتار مورخ 1387/12/03 ارزیابی شتابزده تحت عنوان : " پل آکاشی" ،بلندترین پل معلق دنیا... درخصوص جزایر اصلی کشور ژاپن مراجعه نمائید.

۲- البته در مواردی نمونه هایی از تغییر کاربری های غلط به انگیزه درآمدزایی را در نگهداری از بناهای میراثی دیده ایم.مثلا تبدیل حمام وکیل با معماری حیرت انگیزش به محل خوردن بستنی و پالوده یا ایجاد رستوران ( بجای نمایشگاه) در مجموعه حافظیه (که البته این هر دو مورد حدود یک سالی است که اصلاح شده است).

۳- منظور از این نوشتار کپی برداری از طرح تغییر کاربری قصر باستانی اوساکا جهت آثار میراثی کشورمان نیست، چرا که در شهر کیوتو که به شهر هزار معبد ژاپن مشهور است موارد متعددی از حفظ آثار میراثی بدون تغییر کاربری وجود دارد. لیکن نگاه تک بعدی به موضوع حفظ میراث فرهنگی خصوصا در مواقعی که منجر به رکود زندگی در بخشهای مهمی از شهرهای تاریخی کشورمان شده ،امری ضروری است.

۴-در این خصوص صحبتی با یکی از دانشجویان ژاپنی که سفرهای متعددی به کشورهای مختلف دنیا داشته، نمودم. می گفت این نگرش بهره برداری از بناهای میراثی البته منتقدینی در خود کشور ژاپن هم داراست.لیکن نمونه هایی از این نگرش را در کشورهای دیگر ذکر می نمود. ایشان نمونه جالب توجهی از این نگرش را در کشور ایتالیا بازدید کرده بود. بین ونیز و میلان، موزه معروف Castelvecchio واقع شده که Carlo Scarpa  معمار معروف ایتالیایی در مرمت خود، پوسته و نما این بنای قدیمی را حفظ کرده و درون را کاملا با طرحی جدید عوض نموده است.( لینکها را ملاحظه نمائید) 

 ۵- سهراب سپهری ، هشت کتاب

  نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۸۷/۱۲/۱۱ساعت ۶:۳۰ ق.ظ  توسط محمدرضا اسلامی  | 

" پل آکاشی" ،بلندترین پل معلّق دنیا

نمادی از قدرتِ مهندسی ، ثروت یا رفاهِ اجتماعی؟

 

همیشه فکر می کردم اولین کارم پس از ورود به ژاپن بازدید از "پل آکاشی " (Akashi-Kaikyō Bridge یا 明石海峡大橋 ) خواهد بود. پیشتر از این شاید هیچ وقت فکر نمی کردم که زمانی در شهر کوبه و دقیقاً مجاور این پل عظیم زندگی کنم. دیروز پس از شش ماه توفیق بازدید از این پل حاصل شد! فشردگی شدید وقت به دلیل تراکم کلاسهای ترم گذشته مانع از این مهم شده بود.

این پل از دو ویژگی مهم برخوردار است. اول اینکه بزرگترین دهانه معلّق را در میان پلهای دنیا داراست. طول کل پل ۳۹۱۱ متر است ، لیکن طول عرشه معلّقِ متصل به کابلهای آن ۱۹۹۱ متر می باشد. اما ویژگی دوم پل بروز زلزله بزرگ هانشین-آواجی در طول زمان ساخت پل بوده است.

درست پس از پایان کارهای اجرایی فونداسیونها و ستونهای عظیم واقع در داخل اقیانوس، و درست قبل از عملیات کابل اندازی ، زلزله بزرگ سال ۱۹۹۵ کوبه رخ داد. کانون این زلزله بزرگ، در مجاورت محل احداث پل قرار داشت . عدم بروز هیچ گونه خسارت جدّی سازه ای در بخش های اجرا شده ، نکته مهمی نبود .مساله چالش برانگیز این بود که در اثر زلزله شدید هانشین فاصلۀ فونداسیونها از یکدیگر به میزان یک متر افزایش پیدا کرد. تمام طراحی ها و محاسبات جهت پلی به طول ۳۹۱۰ متر انجام شده بود، لیکن دو فونداسیونِ ستونهای حامل عرشۀ معلق در اثر زلزله «یک متر» از هم دور شدند. داستان تدبیر بکار گرفته شده توسط طراح و تیم اجرایی این پروژۀ عظیم دوبار از شبکه چهار سیمای جمهوری اسلامی ایران نشان داده شده است.

تصویر هوایی پل بزرگ آکاشی

نکته جالب توجه دیگر اینکه در طراحی سازه ،پیش بینی شده است که مردم بتوانند جهت بازدید به داخل خرپای عرشه پل رفته و علاوه بر بازید از بخش های مختلف سازه، از نمایشگاه واقع در داخل خود خرپای عظیم پل نیز بازدید کنند.

نمایشگاه اصلی واقع در خرپای پل آکاشی          بازدید مردم از سازه عرشه پل

 امکان عبور مردم از درون خرپای اصلی پل و مشاهده سازه از نزدیک ، ابتکاری تحسین برانگیز است

یک مقایسه ساده نشان می دهد میزان فولاد بکار رفته در ساخت این سازه، پنجاه برابر میزان فولادی است که ما در روند ساخت سازۀ راس و دکل آنتن برج میلاد استفاده کردیم . مسحور عظمت این سازۀ پرشکوه، از تمام نقاط ممکن بازید کرده و مفصل از جزئیات عکس گرفتم . با وجود علاقه شخصی ام به بحث سازه و خصوصا" سازه های فولادی" ،اما در تمام طول بازدید یک سوال ذهن مرا رها نکرد و با من بود: داستان احداث این بزرگترین پل معلق دنیا چیست؟ دلیل صَرف چنین هزینه هنگفت و اجرای چنین پروژه پر چالشی چه بوده است؟

***************************

می توان گفت کشور ژاپن از چهار جزیره اصلی تشکیل شده است. ۳ جزیره بزرگ و یک جزیره کوچک.به ترتیب از شمال به جنوب عبارتند از :

۱- جزیره شمالی: هکایدو

۲- جزیره مرکزی(اصلی ) : هُن شو (توکیو و اُوساکا در این قسمت واقع شده اند)

۳- جزیره کوچک:شی کُکو ( به معنی چهار ملت) که مجاور قسمت شرقی جزیره مرکزی واقع شده است.

۴- جزیره جنوبی: کی یوشو

اتصال جزیره اصلی (هنشو) به جزیره کوچک (شی ککو)

می توان گفت قطار در کشور ژاپن جزئی از زندگی مردم و خطوط ریلی، برقرار کننده اتصال نقاط مختلف این کشور مدرن است.سرزمینی که نه به یمن برخورداری از ذخائر زیرزمینی ،بلکه به برکت ثروت حاصل از پرکاری مردم و صادرات شرکتهای بین المللی خودرو و الکترونیکش آباد شده است.خطوط متعدد قطار همچون تار و پودِ لباسِ تمدن این سرزمین است.جهت اتصال نقاط مختلف این کشور، طرحهای پرهزینه و بزرگ راه و راه آهن اجرا شده است.

همچنان که در نقشه فوق ملاحظه می نمائید، جهت اتصال جزیره کوچک یا  "شی کُکو" به جزیره اصلی : "هُنشو" سه پروژه تعریف و اجرا شده است:

۱-پروژه بزرگراه  Nishiseto : قسمت غربی جزیره کوچک را به جزیره اصلی وصل می کند.

۲- پروژه بزرگراهی Seto-Chuo : قسمت مرکزی جزیره کوچک را به جزیره اصلی وصل می کند.

و ۳- پروژه بزرگراهی Kobe-Awaji-Narute : که قسمت شرقی جزیره کوچک را به مرکز جزیره اصلی وصل می کند.پل بزرگ آکاشی در این پروژه تعریف و بدین منظور اجرا شده است.

همیشه فکر می کردم چنین پروژه ای باید دو مرکز جمعیّتی مهم و شلوغ را به هم متصل کرده باشد.اما قابل باور نبود که  این پروژه سومین راه دسترسی مردم جزیرۀ کوچک "شی کُکو" به جزیره "اصلی (هُنشو ) " است .

اتصال جزیره اصلی (هنشو) به جزیره ی کوچک (شی ککو)

با دقت در نقشه می بینید که بین جزیره کوچک "شی کُکو" و "جزیره اصلی ژاپن" ، یک جزیره بسیار بسیار کوچک به نام آواجی نیز واقع شده است.جمعیت آواجی سی هزار نفر است. آیا  هدف از اجرای پل عظیم آکاشی ایجاد راه دسترسی برای مردم این جزیره بسیار بسیار کوچک بوده است ؟! آیا این پروژه نشانۀ بها دادن دولت به مردم یک جزیره سی هزار نفری بین "شی کُکو"و "هُنشو" بوده و اساسا آیا صَرف چنین هزینه هنگفتی منطقی است ؟ سازه ای با هزینه ای بالغ بر ۶/۳ میلیارد دلار معادل: بودجه یک سال تمام پروژه های راه و راه آهن وزارت راه و ترابری کشور ایران.

آیا احداث این سازه مسحور کننده و به استقبال اجرای چنین چالشی عظیم در کشوری زلزله خیز رفتن صرفا به خاطر تسهیل تردد مردم یک جزیره کوچک است یا سمبلی است از قدرت مهندسی، یا  نشانه ای خاموش از وجود ثروت در کشوری که با توسعۀ حیرت آور صادرات خود اینچنینن ثروتمند شده است؟ حتی اگر هدف جزیره آواجی نبوده باشد و هدف اتصال شی کُکو به جزیره اصلی بوده باشد ، بازهم با یک بررسی ساده کاملا واضح است که این پروژه توجیه اقتصادی نداشته و امکان احداث سازه با پیچیدگی های فنی کمتر و قیمت بسیار نازل تر (مثلا پل با چند دهانه) وجود داشته است.چرا که اساساً چنین سازه هایی را در نقاط خاص تر و با میزان ترافیک و تردد بالاتر احداث می نمایند .مثلا نقطه ای مهم در توکیو یا  اُوساکا و ... نه در مجاورت جزیرۀ آواجی ! 

در واقع در مشاهده این پل - حتی برای یک دانشجوی مهندسی سازه - بیش از آنکه دیدن هنر مهندسی سازه لذت بخش باشد ، اهتمام حاکمیت در اتصال جزایر آواجی و شی ککو به جزیره اصلی ژاپن سوال برانگیز است... 

پل آکاشی   تصویر یکی از ستونهای اصلی حامل عرشه معلق

اینها را از اساتیدم در لابراتوار دانشگاه پرسیدم .لبخند زدند و سکوت کردند...(؟!)

به یاد خاطراتم در دوران اجرای پروژه برج میلاد می افتم ... و اینکه تاخیرات پروژه هیچ وقت به خاطر مشکل نبودِ پول، نبود! بلکه نوع "نگاه مدیریتی" به اهمیتِ تسریع در اجرای طرح، می توانست تاثیر چشمگیری در کاهش زمانِ اجرا بگذارد. مدیریتی که صرفاً کارکرد اقتصادی را مدنظر نداشته و مسائل را با دیدی وسیع تر بنگرد.مدیریتی که باور داشته باشد یک سازه یا پروژه خاص می تواند فرای کارکردهای تعریف شده اش ، گویای خیلی مسائل باشد... و اینکه بارها و بارها خیلی از فامیل و دوستان از من می پرسیدند " آیا اصلا ساخت چنین برجی لازم است؟!.." 

آری نوع نگاهِ مدیریت و هدایت مدیریت در چگونگی اجرای طرحها مهمترین فاکتور است. پرسشی جدید در ذهن است :«آیا زمانی که سی و سه پل در اصفهان احداث شده بود ،لزومی به احداث پل خواجو نیز بود؟»(۱) آیا این نیز نماد قدرت مهندسی آن زمان حکومت ایران بوده یا ثروت، یا اهمیت به رفاه اجتماعی؟ آیا این نشانه ای از وسعت دید و تفکر مدیران و برنامه ریزان شهری در آن زمان ایرانمان بوده است؟ احداث پل هایی که صرفاً سازه نبوده، بلکه به عنوان یک Landmark جزئی از تاریخ و هویّت یک منطقه می شوند...

چه دانم های بسیار است لیکن من نمی دانم ... (۲) (۳)

بازدید از سازه پل آکاشی


۱- سی و سه پلِ پر شکوهِ ما در سال ۱۰۰۵ هجری و پل خواجو در سال ۱۰۶۰ هجری احداث شده است.نام دیگر پل خواجو "راه شیراز " بوده است.

۲- مولوی ، کلیات شمس تبریزی، بر اساس تصحیح بدیع الزمان فروزانفر، غزل ۱۸۵۵:

                چه دانم های بسیار است لیکن من نمی دانم                که خوردم از دهان بندی از آن دریا کفی افیون  

۳- در نوبتی دیگر و در وقتی مبسوط به بررسی ویژگیهای سازه ای این پل خواهیم پرداخت .

  نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۷/۱۲/۰۳ساعت ۷:۶ ب.ظ  توسط محمدرضا اسلامی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM