وبلاگ شخصی محمدرضا اسلامی
 

خدایِ یوزارسیف ! 

این تعبیر خدای یوزارسیف در سریال حضرت یوسف زیاد تکرار می شد . اینکه مثلاً کسی به دیگری می گفت من "خدایِ تو" را می پرستم  یا نمی پرستم یا مثلاً من "خدایِ یوزارسیف" را عبادت می کنم .

این تعبیر برایم قدری دور از ذهن بود تا اینکه چند روز پیش وقت ناهار دوست خوبم اُکویاماسان که تسلّطش به زبان انگلیسی باعث ارتباط بیشترمان شده ، می گفت :" اسلامی من امروز صبح خدای تورا صدا زدم !"  گفتم چرا ؟ چطور ؟ می گفت : صبح وقتی با شوک شدید زلزله از خواب پریدم یک دفعه خدای تورا صدا زدم... و وقتی که شوک دوّم زلزله رسید گفتم: نِگهدار ! نگهش دار ! بَسه ...! "

گفتم عجب ! ... و البته دیگر چیزی نگفتم. 

تمرین خطاطی با قلم نی ایرانی ! 

اکویاماسان و تمرین خطاطی با قلم نی ایرانی ! 


۱- ژاپنی ها به زلزله عادت دارند ولی زلزله آن روز صبح چیز دیگری بود ... حداقل به نسبت این مدتی که گذشته ، جداً "تکان" یا به تعبیر اکویاماسان "شوک" های شدیدی داشت . برای من این سوال است که چه سرّی هست که خیلی از زلزله ها صبح زود اتفاق می افتند ؟ زلزله قبلی کوبه (۱۹۹۵)که چند هزار نفر را کشت ۵:۴۶ صبح ،زلزله مهم ۱۹۹۴نورتریج کالیفرنیا (که از مهمترین زلزله های قرن گذشته است)حدود۵ صبح، زلزله بم ۵:۲۸ صبح ، زلزله بجنورد ، زلزله فروردین ۸۶ لرستان و ... چرا ؟ 

  نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۸/۰۵/۱۳ساعت ۲:۲ ب.ظ  توسط محمدرضا اسلامی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM