وبلاگ شخصی محمدرضا اسلامی
 

احساسِ چینی

با دانشجوهای چینی بیشتر در کلاسهای زبان ژاپنی برخورد پیدا کردم . یک دانشجوی چینی دکتری سازه هم در لابراتوارمان بود. یک بار هم در فستیوال فرهنگی کشورها که در دانشگاه برگزار شده بود ، از غرفه چینی ها بازدیدی داشتم و دقایقی با یکدیگر همصحبت شدیم .تا پیش از اینها شاید از چینی ها ذهنیتی نداشتم .

 در حال حاضر در میان دانشجویان اینترنشنال مشغول به تحصیل از کشورهای مختلف دنیا در کشور ژاپن ، دانشجویان چینی بیشترین تعداد را به خود اختصاص داده اند. بعد از آن دانشجویان کره ای هستند که خیلی برای تحصیل به ژاپن می آیند. تفاوت محسوسی که در رفتار دانشجوهای چینی نسبت به دانشجوهای سایر کشورها وجود دارد ، ذهن را مشغول می کند. در یک کلاس سی نفره این تفاوت به شکل کاملاً محسوسی دیده می شود و ذهن به دنبال یافتن دلیل و پاسخی برای آن می گردد.

دانشجویان چینی عموماً خیلی مظلوم ، ساکت ، آرام ،کم صحبت و در عین حال خوش برخورد هستند. اگر با آنها سر صحبت را باز کنی با روی گشاده پاسخ می گویند (هر چند که عمدتاً نمی توانند انگلیسی را خوب صحبت کنند). طبق قوانین وزارت علوم ژاپن، کمترین میزان بورس تحصیلی به دانشجویان چینی داده می شود و بنابراین اینها عموما با هزینه شخصی جهت تحصیل به کشور گران ژاپن می آیند و لذا باید زندگی بسیار بسیار با قناعت و سختی را در طول تحصیل خود اداره کنند ، اما باز با این وجود بسیاری از جوانان این کشور ، این سختی را به خود هموار کرده و جهت ادامه تحصیل به ژاپن می آیند.

داشتم فکر می کردم که چرا چینی ها اینهمه آرام و ساکت و قانع اند؟ به یاد صحبت یکی از معلمها افتادم. زمانی که "خط کانجی" را درس می داد می گفت : " در گذشته های دور امپراطوری عظیم چین استاد ژاپن بوده و ژاپنی ها خط کانجی را از چین گرفته اند. "(۱)   و بعد که صحبت راجع به کشور چین ادامه پیدا کرد روی تخته نوشت : جمعیت چین یک میلیارد و خُرده ای میلیون نفر است (نوشت یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون نفر و خواند :یک میلیارد و خرده ای) ، بعد اضافه کرد : جمعیت ژاپن "نصفِ همان خُرده ای" است !

به یکی از دوستان می گفتم جمعیتِ ایران ما نصفِ نصفِ آن خرده ای میلیون نفر است. حدود هفتاد میلیون نفر. وقتی که تو یکی هستی از یک میلیارد وسیصد میلیون نفر چه حسّی داری ؟؟؟ چه حسّی است که خود را یک نفر از چنین اقیانوسی بدانی تا ما که گاه خودمان را نه یک از هفتاد میلیون، که "یک نفر از چند نفر" می دانیم ! ما که گاهی به دلیل مدتی حضور در سمتی یا جایگاهی ، بخشی از سازمان ، شهر یا حتی مملکت را از آنِ خود می دانیم .مصداق همان کنایۀ زیبای سعدی : هنوز نگران است که "مُلکش" با دگران است!  یا گاه با گرفتن یک فوق لیسانس یا دکتری احساس می کنیم که عجب عظمتی هستیم و عجب کوهی از دانش . آیا غیر از این است که اگر آن احساس "یک" از یک میلیارد و سیصد میلیون نفر بودن با تو باشد ، روحیه قناعت و آرامش و صبوری و سکوت در تو پدیدار می شود ؟ همان روحیه ای که در دانشجویان چینی می بینم :" درس و کار جهت تامین هزینه درس" . آیا اگر این احساس " عضوی از مجموعه ای عظیم بودن" را در خود و فرزندانمان بیشتر ایجاد کنیم ، آرامش و قناعت در ما نهادینه تر نمی شود؟ تا آن گاه که احساس می کنیم ما (من) بخش عظیم و مهمی از مجموعه هستم ؟!

منظور این نوشتار این نیست که احساس اعتماد به نفس،غنای نفس و بزرگ منشی را نباید در فرزندانمان ایجاد کنیم ، بلکه روحیه واقع بینی و طلبکار نبودن ، روحیه سکوت ، اینها چیزهایی است که در بسیاری اوقات فراموش شده است. کمی "احساسِ چینی" لازم است انگار ...

روحیه زحمت کشی را باید بیشتر یاد بگیریم . بی تعارف . خدایش رحمت کند مرحوم قیصر امین پور . چه تعبیر زیبایی ساخته بود در آن شعر زیبا : دلی سربلند و سری سر به زیر ...

 دلی سر بلند و سری سر بزیر            از این دست، عمری به سر برده ایم


۱- خط کانجی (漢字)، خطی است که در آن به ازاء هر کلمه یک "نشانه" وجود دارد. در واقع در این خط ، برای هر کلمه یک شکلِ "قراردادی" متشکل از خطوط درهم وجود دارد و خواندن آن کلمه بر اساس خواندنِ حروف نمی باشد. برای اینکه بتوانیم در ژاپن یا چین "روزنامه" بخوانیم ،بجز فراگرفتن گرامر زبان و همچنین کلمات لازم ،باید حداقل حدود ۲۰۰۰ کانجی از حفظ بود . (؟!)

تمرین خط کانجی ! 

گیلیگ پارادهانا دوست اندونزیایی در حال فراگیری نحوه نگارش خط کانجی در کلاس

  نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۲/۱۶ساعت ۵:۳۰ ق.ظ  توسط محمدرضا اسلامی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM