وبلاگ شخصی محمدرضا اسلامی |
یادداشتی بر فیلم Ghost Dog
فیلم گوست داگ Ghost Dog از کارهای دیدنی و خوش ساخت جیم جارموش (Jim Jarmusch) و محصول مشترک آمریکا، فرانسه، آلمان و ژاپن است. برای اسم فیلم ، ترجمه های مختلفی استفاده شده اما شاید قشنگ ترین ترجمه همان ترجمه بخش دوم نام فیلم ، تعبیر "روش سامورایی" هست.
شخصیت کلیدی فیلم یک سامورایی عارف است که این نقش را بازی هنرمندانه فراست ویتاکر واقعاً دیدنی می کند.
در جهانی که آداب و اصول اخلاقی و شیوه ها و سنت های کهن در حال از بین رفتن است ، گوست داگ ، یک آمریکایی سیاه پوست، با قواعد و آدابِ سامورایی زندگی می کند . گوست داگ بر این مبنای و شیوه زندگی خود را بنا نهاده و در متن و بطن نیویورک شلوغ و پرازدحام ، با این اصول و با سیر و سلوک خاص خود زندگی می کند. جیم جارموش برآن است تا قواعد سامورایی را با نشان دادن زندگی Ghost Dog به تصویر کشد و در این راستا از دو روایت استفاده کرده است . یک روایت متن فیلم است که Ghost Dog و ماجرایش را نشان می دهد و روایت دوم یادداشت هایی است که در ابتدای هر فصل از فیلم قرائت می شود. برای مثال در ابتدای یکی از فصول فیلم (سکانس نوزدهم) (۱) این یادداشت عنوان می شود :
آوردهاند "جانمايهي روزگار" چيزي است كه بازگشت به آن شدني نيست. فروپاشي آرامآرام اين جانمايه از آن است كه جهان به پايان خود نزديك ميشود . يك سال نيز، از همين رو تنها بهار يا تابستان ندارد. يك روز هم، به همين سان . بازگرداندنِ جهانِ امروز به صد يا چندصدسالِ پيش، شايد دلخواهِ آدمي باشد، اما شدني نيست. پس ارزنده است كه هر نسلي، آنچه در توان دارد، به كار بندد.
یا در جایی دیگر چنین می آورد :
ما مانند دو قبیلهی قدیمی هستیم که رو به انحلال میروند ... انگار همه چیز در اطرافمان در حال تغییر است.

اما جدای از این یادداشت ها ، روایت تصویری زندگی Ghost Dog بیانی هنرمندانه از روش سامورایی است . «تمرکز» ، «سرعت بالا و تبحر در حرکات» ، «پایبندی و وفاداری به محبت استادت (۱) و کسی که به تو در گذشته محبت نموده» و ... از اصول و قواعد روش سامورایی است که جیم جارموش با هنرمندی و ظرافت بدانها پرداخته است . Ghost Dog برای دوست بودن نیازی به ارتباط کلامی ندارد بلکه برای او تنها همدلی برای دوست بودن کافیست (صمیمی ترین دوستش یک فرانسوی زبان است که انگلیسی نمی داند). او مسائل را با عقل ابزاری تحلیل نمیکند واحساساتش بر عقلش غلبه دارد تا انجا که حتی استادش را که عضو مافیا هست با تمام خیانت هایش نمیکشد. او همانند ساموراییها، انسان جوانمردی است، نارو نمیزند، خیانت نمیکند و به قولهایش پایبند است. به علاوه او برخلاف گانگسترهای دیگر، بیشتر در تنهایی و خلوت زندگی میکند و به جای ارتباط با آدمها، ترجیح میدهد با کبوترهایاش بازی کند. این فیلم سیر و سلوک قهرمانی نامتعارف است . در اصل مافیا نمادی از یک تبهکاری است که باعقل و نقشه پیش میرود ولی Ghoast Dog عشقی است که در ظاهر خشن است ولی باطنی قانونمند و وفادار دارد و درکل بیان می دارد که حس از عقل جلوتر است . (۲)
فیلم دیالوگ های درخشانی دارد . یکی از دیالوگ های فیلم در صحنه ای است که Ghost Dog در کنار جاده دو شکارچی را می بیند که خرسی را کشته اند . سامورایی برای طبیعت احترام قائل است . دیالوگ گفتگوی آنها:
- گوست داگ: می دونی , در فرهنگهای کهن , خرس ها با آدم ها برابر بوده اند.
- شکارچی: اینجا فرهنگ کهنی وجود نداره آقا.
- گوست داگ: بعضی وقتها وجود داره ....( و شلیک به هر دو شکارچی! )

۱- قطعات ادبی کوتاه و شاعرانه کتاب هاگا کوره (از سده ۱۸ ميلادي ژاپن نوشتهي تسونتومو ياماموتو) که به صورت کپشن در لابلای تصاویر فیلم میآید و با صدای ویتاکر و بهصورت وویس اُور شنیده میشود، روایت اصلی را تکه تکه کرده است. استفاده از این روش، گوست داگ را به مکالمه عاشقانهای با متن کتاب هاگا کوره و به طور کلی ادبیات تبدیل کرده است.
۲- شاید از همین روست که عنوان فیلم و شخصیت سامورایی هم Ghost Dog انتخاب شده است . اشاره ای به وفادارترین حیوان ، و اینکه وفاداری به استاد مهمترین ویژگی این سامورایی سیاه پوست ساکن نیویورک است .
۳- این فیلم را چند سال پیش در سالن کوچک حوزه هنری دو بار دیدم . اما حالا بعد از چند سال زندگی در ژاپن انگار برایم معنی دیگری دارد . این بار که فیلم را می دیدم احساس کردم که چقدر جیم جارموش به برخی مفاهیم خوب نزدیک شده و مفهوم آداب و سنن کهن را با بیانی انصافا هنرمندانه و بدیع به تصویر کشیده است. شاید قدری مستبعد به نظر بیاید ولی انگیزۀ دوباره دیدن این فیلم و این نوشتار ، بازدید از پروژه برج در دست احداث در مرکز شهر اوساکا (موضوع یادداشت قبل این وبلاگ) و فضای حاکم بر مناسبات مجریان و طراحان این پروژه برج سازی بود.

|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|