وبلاگ شخصی محمدرضا اسلامی |
پنج بزرگ
" پنج بزرگ " ( Five Big ) عنوانی است که به ۵ شرکت بزرگ ساختمانی ژاپن اطلاق می شود. در ژاپن برخلاف شرکتهای الکترونیکی که متعدد و با اندازه های گوناگون هستند ، شرکتهای ساختمانی محدود ولی بزرگ هستند.
ساختمان سازی بر بستری لرزان و در کشوری که هر روز انتظار بروز چندین زلزله هست ، نمادی است از دقت ، نظم و تسلط جدّی به دانش مهندسی . از طرفی دیگر ساختمان سازی و همزمان مرتفع سازی با این حجم گسترده ، نمادی است از ثروت و توسعه در کشوری که با وجود عبور از آخرین مرزهای توسعه همچنان دست اندرکار ساخت و ساز و آبادانی است .
پنج بزرگ نامی است که ۵ شرکت اصلی ساختمانی با این نام شناخته می شوند. پنج شرکت که طی چند دهه اخیر نمونه های شاخص و ارزنده ای از کارهای ساختمانی ارائه داده و هم اکنون نیز ضمن گستردگی پروژه ها، پیشگام بکارگیری نوآوریها و تکنولوژی های خاص در روند طراحی و اجرا هستند. این شرکتها عبارتند از :
۱-Takenaka Corporation ۲- Kajima ۳-Shimizu ۴-Obayashi Corp. ۵-Taisei
هفته گذشته بازدیدی داشتیم از یکی از پروژه های شرکت تاک ناکا Takenaka Corporation 株式会社)竹中工務店 ). این شرکت که در خانواده تاک ناکا قدمتی ۴۰۰ ساله دارد مدّعی است که قدیمی ترین شرکت جهان است. حدود ۵۱ سال پیش پروژه برج مخابراتی - تلویزیونی توکیو توسط این شرکت اجرا شده است( این برج در زمان خود با پشت سر گذاشتن ایفل ، مرتفع ترین سازه خودایستا در دنیا بوده است). در حال حاضر بهترین فارغ التحصیلان مقطع کارشناسی ارشد دانشگاههای ممتاز ژاپن ، جهت اشتغال به کار در این شرکت باید بتوانند از پس گزینش سخت و دقیقی که سه مرحله و با متد خاص انجام می شود ، موفق بیرون آیند (ناگاهاماسان که در پاورقی نوشتار مورخ ۱۶/۱۲/۱۳۷۸ به او اشاره شد ،پس از فارغ التحصیلی در پایان ترم گذشته و موفقیت در مصاحبه ها در دفتر اوساکا این شرکت مشغول به کار شده است).
بازدید به پروژه احداث ساختمان یک هتل ۲۰ طبقه در منطقه موتوماچی شهر کوبه اختصاص داشت. پروژه یک سازۀ ۲۰ طبقه در مقیاس پروژه های فعلی چنین شرکت عظیمی پروژه بزرگی محسوب نمی شود ( چرا که مثلا هم اکنون این شرکت در منطقه فیمابین کوبه و اوساکا در حال احداث یک ساختمان ۴۵ طبقه با استفاده از تمام فن آوری های بدست آمده در خصوص احداث سازه بر روی فونداسیونهای لاستیکی است) ، لیکن ویژگیهای خاص بکار رفته در طراحی سازه فولادی این هتل باعث شده بود که تاک ناکا بازدید دانشجویان دانشگاه کوبه را به این ساختمان اختصاص دهد.
طبق روال معمول این بازدیدها ، قبل از بازدید پرزنته دقیق و مفصلی در سالن کنفرانسی توسط مهندسین ارشد شرکت برگزار می شود. قرار بود پرزنته در ساعت ۱۴:۳۰ روز شنبه باشد . ساعت ۱۴:۲۵ همه در جای خود مستقر بودند.از ساعت ۱۴:۲۸ همه ساعت ها را نگاه می کنند و ساعت ۱۴:۳۰:۰۵ ثانیه پرزنته شروع می شود! نحوه ارائه پرزنته خود گویای نظم و سیستم مدیریتی حاکم در شرکتی است که چنین محصولاتی می دهد. مهندسین تاک ناکا توضیح دادند که سیستم بکار رفته جهت اتصالات سازه ( اتصالات تیر به ستون و همچنین بادبندها ) برای اولین بار توسط طراحان تاک ناکا ابداع شده و لذا اجازه هیچ گونه عکسبرداری نیست ( خیلی متاسف شدم ، چرا که نه یکی، که ۲ دوربین با شارژ کامل به همراه برده بودم!). پرزنته مطابق برنامه زمانبندی انجام شد و بازدید از طبقات کارگاه احداث هتل نیز صورت پذیرفت . براستی انواع ابداعات در بحث اتصالات بکاربرده شده بود. اما بیش از آن ، نظم و " تمیزی " کارگاه توجه را جلب می کرد.....
پروژه ۴۵ طبقه مورد اشاره شرکت تاک ناکا در منطقه واقع بین کوبه و اوساکا
***************************
سابقه و تاریخچه فعالیت تاک ناکا ذهن را به خود مشغول می کند . مطالعه ای راجع به گذشته و حال این شرکت می کنم . موضوعات جالب و خواندنی ای مشاهده می شود. اما در این مسیر دوباره سوال اول در ذهن شکل می گیرد: چرا در ژاپن اینهمه شرکتهای الکترونیک با اندازه های کوچک و بزرگ داریم اما شرکتهای ساختمانی "بزرگ" و " محدود" اند ؟
به یاد می آورم بحث مطرح شده در یکی از کلاسها را : در زمینه تکنولوژی فولاد نیز همین داستان است . یعنی کارخانجات اصلی تولید فولاد در ژاپن را نیز "چهاربزرگ" می نامند :
۱- Shin Nippon Seitetsu ۲- Kōbe Seikō-sho ۳- Sumitomo Kinzoku ۴ - JFE
در میان این چهار بزرگ ، مورد اول دارنده مقام و عنوان "دومین کارخانه بزرگ فولاد دنیا" ست .جالب اینکه در حال حاضر در ژاپن بحث ادغام این چهار کارخانه به شکل جدی مطرح است.(درست بر خلاف سیاست فعلی وزارت صنایع و معادن ایران که دارد ۸ واحد تولید فولاد ۸۰۰ هزار تنی را در هشت نقطه مختلف کشور احداث می نماید ـ بنا به توضیح و ادعای یکی از اساتید، کارخانه فولاد با تولید کمتر از یک و نیم میلیون تن ،غیر اقتصادی است - ).
اما مجدداً در میان این چهار شرکت فولاد، نام و تاریخچه "سومی تومو" Sumitomo Metal Industries ( یا Sumitomo Kinzoku) سوال برانگیز است . برای کسانی که در ژاپن زندگی می کنند نام "سومی تومو" Sumitomo مترادف با نام یکی از معروفترین بانکهای خصوصی است. بانکی که بیشترین شعب را در سطح کشور داشته و بهترین خدمات را ارائه می دهد . (۱)
راجع به سومی تومو (住友商事, Sumitomo Shōji) نیز کنجکاو شده و کمی تحقیق می کنم. حوزه های فعالیت سومی تومو جداً حیرت آور است : بانکداری ، بیمه ، مجموعه کارخانجات فولاد ، کارخانه سیمان ، صنایع شیمیایی ،صنایع الکترونیک ، صنعت شیشه ، سرامیک ، باکلیت ، لاستیک و نهایتا مجموعه مزدا . یک گروه صنعتی-اقتصادی عظیم.
داشتم فکر می کردم که براستی مدیریت یک بنگاه عظیم در حدّ سومی تومو ( با اینهمه "تنوع" و کثرت در حوزه های فعالیت ) نیازمند یک دیدگاه مدیریتی جامع ، آگاه و بسیار هوشمند است .
سوال دیگری در ذهن شکل می گیرد و آن اینکه چرا بنگاههای اقتصادی در کشور ژاپن می توانند تا این حدّ درشت شوند؟ سود مالی تاک ناکا سالانه ۹ میلیارد دلار (بیش از کل بودجه وزارت نیرو در دو حوزه برق و آب) و گردش مالی پاناسونیک با ۳۳۰هزار پرسنل ۹۰ میلیارد دلار است . می دانم که طی چند سال اخیر کتابهای زیادی در کشورمان راجع به نحوه پدید آمدن چنین غول های اقتصادی نوشته شده ( مثلا داستان پاناسونیک ، داستان سونی ، داستان تویوتا و ...) اما عمدۀ این کتابها بر نحوه شکل گیری خود بنگاه متمرکز بوده و نه سیستم مدیریتی - فرهنگی که بستر و پتانسیل ایجاد چنین شرکتهایی را ایجاد نموده است.در نوشتار مورخ ۸۸/۱/۶ به بحث تاریخ حرکت کشور ژاپن به سمت صنعتی شدن پرداختیم. می دانیم که عمده این شرکتها ثبت ۱۹۲۰ هستند. در ۱۹۴۰ به جنگ جهانی می خورند و از ۱۹۵۰ حرکت جدی را آغاز می کنند... با خود فکر می کنم آیا مسیر ما در جهت تمرکز و هدایت منابع مالی کشور به سمت و سوی طرح «بنگاههایِ کوچکِ زودبازده» تصمیم درستی بوده ؟ آیا کارشناسانی که این طرح را به دولت و مجلس ارائه کرده اند ،بررسی های لازم را انجام داده بودند ؟ آیا تئوری «کوچک زیباست» برای کشور ما مصداق دارد یا این شاکله حرکت به سمت صنعتی شدن؟ آیا بستر شکل گیری چنین غول های اقتصادی را فراهم داریم؟ آیا در کنار طرح بنگاههای کوچک زودبازده طرحهای دیگری نیز برای بسترسازی شکل گیری ابرشرکتها داریم ؟ ده ها شرکت کاملا خصوصی که هر یک چندصدهزار نفر را مشغول به کار می کنند....
***************************
این داستانها حدود چند روزی در ذهن است که با کشفی جدید مواجه می شوم! هفت شرکت از همین غول های اقتصادی (سومی تومو ، تویوتا،میتسو بیشی و ...) با هم جمع می شوند و تصمیم می گیرند فروشگاه زنجیره ای بزنند! فروشگاههای زنجیره ای SOGO که عمده شهروندان بخشی از خرید جاری زندگی را از آنها انجام می دهند محصول همکاری و همگرایی هفت بنگاه بزرگ اقتصادی در چنین قدّ و قواره هایی است . برایم اصلا قابل باور نیست که صاحبان چنین شرکت هایی بتوانند دور یک میز با هم جمع شوند ، چه رسد به اینکه باور کنم فروشگاههای زنجیره ای SOGO محصول چنین همکاری است... از چند نفر از دانشجویان ژاپنی آزمایشگاهمان می پرسم آیا می دانید فروشگاههایSOGO محصول سرمایه گذاری و همکاری تویوتا و سومی تومو و ... است ؟ تعجب می کنند و با حیرت نگاه می کنند. در یک فرصتِ صحبت با یکی از اساتید درس فولاد می پرسم آیا می دانید که کارخانه فولاد سومی تومو که یکی از چهار بزرگ است خودش جزء "گروه" سومی تومو است و این گروه عظیم یکی از اعضای مشارکت ایجاد کننده فروشگاههای زنجیره ای SOGO هستند؟ با حیرت نگاه می کند . می گوید SOGO ؟ هُن تُ نی(= راست می گویی؟)
***************************
شاید دیگر داستان شکل گیری بنگاههای بزرگ فنی - اقتصادی سوال اول ذهن نیست . بلکه براستی رمز و راز ساختار فرهنگی و مدیریتی که در آن چنین بنگاههایی می توانند با یکدیگر و در کنار یکدیگر کار کنند ، حرکت کنند و رشد کنند را مهمتر، دقیق تر و جالب تر می دانم. در تصوّر ذهنی فعلیِ من امکان اینکه مدیرعامل تویوتا و میتسوبیشی بتوانند دورِ یک میز با هم بنشینند وصحبت کنندهم امری است دشوار و بعید.
خدایش رحمت کند جناب سعدی جایی در گلستانش گفت :" دو درویش در گلیمی بخُسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند " و این حرف سعدی چون مثلی سائر در افواه ایرانیان گشت . لیکن ظاهرا این شالوده یکی از تفکرات فرهنگی اشتباه ماست .(۲) چون که در این مملکت مثال نقضش زیاد است . مدیر عامل یک شرکت با درآمد خالصی به اندازه کل درآمد نفت و گاز ایران زمین ، با مدیر عامل شش شرکت هم تراز خودش دور یک میز می نشیند و فروشگاه زنجیره ای می زنند و سالهاست دارند با هم کار می کنند ...
امید که فرصتی باشد تا بتوان در این باب بیشتر دانست. بحث طولانی شد . معذورم بدارید.
۱- در خصوص سابقه و قدمت فعالیت این بانک جالب است بدانیم که بنا به نوشته های باقیمانده از ماتسوشیتا ، مهمترین وامهای دریافتی توسط شرکت "پاناسونیک" طی دوران پرفراز و نشیب شکل گیری (از ۱۹۲۵ تا ۱۹۶۰) از این بانک قدیمی ژاپن بوده است.
۲- به یاد دارم که در اواخر مدت حضورم در پروژه برج میلاد یکبار قرار شد مهندس ایرج حسابی و دکتر احمدیان (معاون سابق وزیر نیرو در امور برق) و مدیران سازمان توانیر برای بازدید از مراحل اجرایی سازه به کارگاه برج بیایند. به مجری طرح وقت گفتم که این میهمانان محترم در فلان تاریخ برای بازدید خواهند آمد. گفت خیلی خوب، بروند بازدید کنند، شما برایشان توضیحات پروژه را بدهید، بعد از بازدید از برج بیایند "دفترِ من" تا من آقایان را ببینم! این واژه « دفترِ من » آن روز خیلی در ذهنم عجیب آمد تا چند سال بعد یکبار در یکی از جلسات شورای اداری استان یکی ازدوستان که تازه بخشدار شده بود با یکی از مدیران کل صحبت می کرد. آقای مدیرکل از موضوعی در حوزه آن بخشداری کوچک گلایمند بود و مطلب را دوستانه مطرح کرده بود. دوستِ جوان بخشدارم در جواب می گفت : فردا به « دفترِ من » تماس بگیرید و یادآوری کنید . حتما دنبال می کنم!
* نوشتار مذکور در شماره اخیر نشریه خبری ، آموزشی و پژوهشی مسکن منتشر گردید.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|