وبلاگ شخصی محمدرضا اسلامی
 

ایراد فنی مهندسان ژاپنی به ساخت برج ٥٠٠ ميليون دلاری میلاد

"تیتر فوق" عنوان مطلبی بود که طی چند روز گذشته در فضای مجازی منتشر و با سرعت عجیبی گسترش یافت . من باب مثال فقط از یک صفحۀ فیس بوک این مطلب بیش از پنج هزاربار ، و از صفحه دیگری| + | بیش از سه هزار بار اشتراک ( share) شده بود و صدها نفر طی یادداشت هایی در باب این پروژه ارزشمند ابراز تاسف کردند . همین متن - بدون داشتن استناد خبری - با فاصله کوتاهی در برخی سایتهای خبری نیز منتشر گردید (؟!) |+| |+| . هرچند که با استفاده از کلمه "فضای مجازی" برای فضای وب موافق نیستم و آن را فضایی کاملاً حقیقی باید انگاشت -و البته در این باب در انتهای این نوشتار صحبت خواهیم کرد- و به رغم احترامی که برای مهندسی و مهندسین ژاپنی قایلم، اما لازم است تا پاسخی برای این مطلب در فضای وب منتشر شود تا ابهامات مطرح درباب طرح بزرگی همچون برج میلاد تاحدودی برطرف شود .

در این خصوص ذکر موارد زیر حایز توجه است :

 

یک - از فحوای نوشتار (یا گفتار ) این مهندس گرامی برمی آمد که ایشان در اواخر کار پروژه برج میلاد به این طرح ملحق شده اند و در واقع در بازدید گروه ژاپنی از طرح ، با بیانی هیجانی به ذکر مشخصات این سازه عظیم پرداخته اند . مقطع زمانی که بدان اشاره شده - یعنی زمان نصب تجهیزات رستوران گردان - جزو مقاطع آخر پروژه یعنی بعد از اتمام بتن ریزی بدنه ، نصب سازه فولادی راس و نصب دکل آنتن صد و بیست متری برج است . لذا این دوست و همکار نادیده ما ، جزو مهندسانی هستند که در اواخر کار برج میلاد حضور داشته اند. این از آن جهت ذکر می شود که اشاره شود که مباحثی همچون مباحث مطرح در نوشته ایشان درباب "فلسفه ساخت برج میلاد" از چند سال قبل از آغاز ساخت برج  وجود داشته و در زمان احداث برج هم به دلیل تغییر در نسل فن آوری های مخابراتی و ارتباطاطی بازهم این مباحث به صورت جدی مورد مداقه قرار می گرفت و چنین نیست که حال برسیم به اواخر چنین طرح بزرگی - زمان نصب تجهیزات رستوران گردان- و بعد یک گروه ژاپنی به چنین کشفیاتی در باب فلسفه احداث برج میلاد برسد .

حتی در اواسط احداث برج این بحث و تشکیک جدی مطرح بود که «با توجه به وجود ماهواره ها و تکنولوژی ماهواره ، دیگر چه لزومی به ساخت برج های مخابراتی مرتفع هست؟» اکنون که ماهواره ها وجود دارند دیگر این برج ها کاربری ای ندارد .... و مباحثی از این دست ، پیوسته مطرح بود و این جفاست که چنین انگاشته شود که مدیران و مهندسان ایرانی از چنین موضوعاتی غافل بوده اند و طی بازدید گروهی از مهندسین غربی یا شرقی این مهم ادراک و کشف گردیده است !  

دو - چندین نوبت از برج مخابراتی قدیم توکیو ( Tokyo Tower) و برج مخابراتی جدید توکیو (Sky Tree) بازدید کرده ام و تا قبل از این بازدید ها به عنوان کسی که حضور کوچکی در روند احداث برج میلاد داشته ، فلسفه احداث برج مخابراتیِ "دوم" در کلان شهر توکیو که یک برج مخابراتی داشت همیشه برایم محل سوال بود (لینک یادداشت مورخ ۳۱/۴/۸۸ بازدید از برج توکیو | + | - لینک گزارش بازدید ۲/۸/۸۸ از روند احداث برج مخابراتی جدید توکیو (اسکای تری) | + | ).

سه - مسئله پوشش امواج - که البته حوزه تخصص اینجانب نیست - مسئله ای است که فقط با مسئله «دسترسی به ارتفاع» حل نمی شود . کما اینکه مدیران کلان شهر توکیو ، به این نتیجه رسیدند که برج قدیم توکیو امکان مناسبی برای پوشش امواج ندارد و لذا کار برج جدید (Sky Tree) آغاز شد . خوب بدیهی است که اگر مسئله فقط "دسترسی به ارتفاع" می بود یکی از آسمانخراشهای واقع در منطقه شینجوکو می توانست حلال این مشکل برای توکیو باشد و مثلا تجهیزات مخابراتی می توانست از محل برج مخابراتی قدیم به فراز آسمانخراشهای فعلی منتقل شود . پس چه لزومی به احداث برج مخابراتی دوم با آن عظمت و آنهمه هزینه برای شهر توکیو بود؟ هدف از دستیابی به ارتفاع این است که هیچ نقطه کوری در شهر باقی نماند.

چهار - مسئله پوشش امواج برای کلان شهر تهران که بر پهنه ای واقع گردیده که دارای چین خوردگی های زیادی است ( همانند تپه های پونک در غرب یا تهرانپارس در شرق ) با نصب یک دکل مخابراتی بر فراز کوه واقع در شمال شهر حل نمی شود. نقاط کور بسیاری وجود خواهد داشت که فراهم شدن تسهیلی مثل یک ارتفاع چهارصد متری در وسط شهر ، با دکل واقع بر روی کوه قابل مقایسه نیست.

در واقع اصلی  ترین  سوال   این است که  با توجه  به  وجود  کوههای نزدیک  وبلند  در شمال  تهران  چرا از این  ظر فیت استفاده  نشده ؟ در این خصوص بطور  خلاصه  باید گفت  که  سازمان  صدا وسیما  در  سالهای  ۱۳۶۵ و ۱۳۶۶ این  مطالعه را انجام داده   وبه این نتیجه  رسیده  که استفاده  از این ارتفاعات  وحتی  تپه های  بی بی شهر بانو در جنوب  تهران به دلیل   پستی  وبلندیهای  خاص تهران  ونقاط  کور آن  امکان  پذیر  نیست ؛ مع الوصف  و مع الاسف در  سالهای  ۱۳۷۵ و ۱۳۷۶ صداوسیما  اقدام به نصب  دکل  در ارتفاعات  کلکچال واقع در شمال تهران  نمود  ولی  متاسفانه   نه تنها  پوشش لازم را ارائه  ندا د بلکه  اگر  در آن  زمان تلویزیون   داخلی  را  دقت  میکردید  سایه دوگانه داشت  وتصویر  مناسب  نداشت. 

 

پنج -  در مورد هزینه احداث برج میلاد ، مبلغ پانصد میلیون دلار ذکر شده است . تا جایی که اینجانب اطلاع دارم هزینه برج در نهایت به رقمی در حدود صد میلیون دلار رسید . این مبلغ چیزی در حد احداث یک پروژه راهسازی معمولی است و رقم قابل تاملی محسوب نمی شود . خصوص برای شهرداری تهران با گردش مالی قابل توجه اش ، صرف چنین هزینه ای برای افزودن این المان به شهر هزینه ای گزاف اصلا نیست . ( هزینه احداث برج "به علاوه مجموعه جنبی" ، شامل سالن همایش بین الملی مجاور و پارکینگ و ... مجموعاً ۳۵۰ میلیارد تومان ذکر شده است).

 

شش - در خصوص موضوع مکانیابی برج میلاد هم در نوشتار مذکور صحبت هایی سطحی مطرح شده بود . باید از فرصت استفاده کرد و گفت این برج یکی از بهترین موقعیت های مکانی را داراست . زمینی مستحکم ، که در میان شبکه ای از بزرگراه های اصلی پایتخت واقع گردیده ، باعث شده تا این سازه چون نگینی در محلی مناسب قرار گیرد . در فاز صفر مطالعات ، مشاور طرح نسبت به بررسی هفده نقطه شهر تهران برای احداث چنین سازه ای مطالعه نموده ، و سپس چهار گزینه انتخاب و در مرحله مطالعات تکمیلی، گزینه تپه های کوی نصر به عنوان انتخاب نهایی مشاور به کافرما معرفی شده است . حال می بینیم در یک متن انتقادی اینگونه راحت درایت مهندسی داخل کشور زیر سوال می رود . و به راحتی نوشته می شود : "« از همه بدتر چيزي كه ازارم ميداد اين بود كه من دو سال و نيم اينجا كار كردم و بعدش دو سال هم درگير اينجا بودم ولي اصلا اين فكر به مغزم خطور هم نكرده بود و اين دوتا در عرض يك ساعت اين رو فهميدن!!! و تازه ما ايراني ها نميدونم از كجامون در اورديم كه باهوشيم؟؟؟ »". متاسفانه دست به دست شدن مدیریت اجرای یک طرح باعث می شود تا رشته کار گسسته شود و بدنه فنی یک پروژه چند بار عوض شده و ما شاهد این دست صحبت ها از لسان مهندسین نسل آخر یک پروژه باشیم .

 

هفت - نکته آخر و از همه مهمتر . ایمیلِ حاوی یاددشت مربوط به "ایراد فنی مهندسین ژاپنی به برج ۵۰۰ میلیون دلاری میلاد" ، فقط طی دو روز ( نهم و دهم آذر)  دوازده بار به من رسید (؟!) . نشانی از قدرت شگفت آور و گسترده دنیای مجازی و رسانه های غیر رسمی میان ایرانیان . خبری که به صورت رسمی در هیچ خبرگزاری و تلویزیونی منتشر نشده بود به سرعت و با پوششی شگفت در فضای فیس بوک و ایمیل ها منتشر شد و این انصافاً حیرت انگیز است . بنیان و اساس برج میلاد با نگاه به موضوع «اهمیت ارتباطات» گذاشته شد و امروز ما شاهد اهمیت و جایگاه رفیع و حساس این بحث هستیم . جای دارد که ذکر خیر کنم از جناب آقای مهندس زرکوب ، بنیانگذار برج میلاد و فردی که ایده احداث چنین برجی را به شهردار وقت تهران ارایه داده و قریب ده سال نیز مجری طرح بودند . هرگز فراموش نمی کنم که در مراسم تودیع ایشان - به عنوان یک مهندس عمران پیشکسوت - از ایشان انتظار گزارشی عمرانی،سازه ای از کار و پروژه را داشتم اما این جمله را گفتند که : "این نسل آینده از ما پهنای باند بزرگ می خواهد و برج و امثال برج باید برای زیرساختهای ارتباطاطی فراهم شده باشد". حدود پانزده سال پیش که هنوز مسئله ارتباطات و اینترنت به این شکل روشن نشده بود مهمترین کاربری که برای این سازه درنظر گرفته شده بود کاربری ارتباطاطی آن بود و امروز می بینیم که گستره ارتباطات انسانی در فضای وب به چه سطحی رسیده است . کسانی که تجربه انتشار یک کتاب را دارند می دانند که یک اثر مکتوب با چه خون دلی در سطح سه هزار یا حداکثر پنج هزار جلد در جامعه توزیع می شود. آنگاه امروز شاهدیم که یک نوشتار غیررسمی با چه سرعتی و در چه گستره ای به سمع و بصر افراد می رسد. یک ایمیل با متن واحد ، از آمریکا و کانادا و ژاپن و بوشهر و شیراز ، همزمان می رسد. امروز جایگاه ارتباطات ایمیلی و فیس بوک و ... به چه پایه رسیده و چقدر می تواند تاثیرگذار باشد ؟ و اما کلام آخر اینکه ای کاش ما ایرانیان اینقدر که در کار بازگفت عیوب و ایرادات و مشکلات -حتی بدون اندکی تحقیق -اهتمام داریم ، در بیان زیبایی ها و خوبی ها و لطافت ها و صمیمت ها - و به تعبیر حافظ کمالِ سرّ محبت - نیز کوشا تر باشیم . در این ماه خزان از زیبایی برگریزان پاییز بیشتر برای هم بنویسیم و در بهار عکس گلبرگ گلها را پیشتر و بیشتر از سایر بحث ها بهم "فوروارد" نماییم .

کمالِ سرِ محبت ببین ، نه نقصِ گناه 

که هر که بی هنر افتد ، نظر به عیب کند  

                                              حافظ علیه الرحمه

 

 

سازه فولادی راس برج میلاد در حال ساخت در کارخانه سدید

پیش مونتاژ بخش سوم(پوستۀ)سازه فولادی راس برج میلاد بر روی زمین(در کارخانه سدید)-تابستان ۸۲

 بالابری مرحله سوم سازه فولادی - اردیبهشت هشتاد و سه

عملیات بالابری سنگین سازه فولادی راس (مرحله سوم) به وزن هفتصد تُن - اردیبهشت ۸۳

جمع صمیمی دوستان و همکاران یادمان سازه - بهار هشتاد و چهار

جمع صمیمی دوستان و همکاران طرح در شرکت یادمان سازه - بهار ۸۴

بازدید آقای پروفسور آستانه - استاد دانشگاه برکلی آمریکا از روند اجرای طرح

تراز کف رستوران گردان - بازدید آقای پروفسور آستانه ، استاد دانشگاه برکلی آمریکا از روند نصب سازه فولادی در پیرامون بدنه بتنی برج میلاد و جمع دوستان و همکاران طرح

 


 * پی نوشت : «نشریه یادمان» که به صورت پیوسته از آغاز اجرای طرح به صورت دوماه نامه منتشر می شد در بردارنده بحث های فنی مرتبط با بخشهای مختلف پروژه بود (مباحثی نظیر مطالعات ژئوتکنیک و خاک ، مطالعات لرزه شناسی ، مباحث طرح سازه بتنی و فولادی ، روش های اجرایی فونداسیون و بدنه بتنی ، روشهای بالابری سنگین سازه فولادی ، کارکردهای مخابراتی و ... ) و دوستانی که مایل به دریافت اطلاعات تکمیلی در هر یک از این حوزه ها باشند می توانند به آرشیو این نشریه در شرکت یادمان سازه مراجعه نمایند.

** این نوشتار در خبرآنلاین |+| ، گروه آموزشی  Civil 808 |+| ، بازتاب امروز |+|

 

*** پی نوشت مورخ ۱۹ آذر : یادداشت کوتاه فوق با وجود مشغله ها و کمبود وقت ، در مورخ یازدهم آذرماه و به منظور اطلاع رسانی فنی در باب مسایل پروژه تنظیم شده بود . مجال و عرصه یک وبلاگ محدود است و جایی برای بحث های عمیق تر فنی وجود ندارد و این دست بحث ها باید در قالب مقالات ،نشریات فنی و کنفرانس ها موشکافی گردد . اما طی روزهای گذشته متوجه شدم که انعکاس ابهامات مطروحه در جامعه بسیار گسترده هست و تقریبا هر روز این بحث در فضای وب در حال گسترش است . در این مجال خوب است که از فرصت استفاده شود و توضیحات تکمیلی ذیل نیز ارایه شود :

یک - ترکیب نیروی انسانی پروژه برج میلاد در زمان خود یک ویژگی مهم و جالب داشت . در بدنه کارفرما و مجری طرح  ، مشاورین و پیمانکاران ،  «نیروی انسانی پروژه» مشتمل بر استفاده از دو طیف نیروی های فنی-مهندسی کشورمان بود .
طیف اول مهندسین پیشکسوت و صاحب تجربه نامدار بودند  در حوزه سیاست گذاری ، تعیین اولویتها و برنامه ریزی فنی ؛ و طیف دوم مهندسین بسیار جوان و عمدتا تازه فارغ التحصیل از بهترین دانشگاههای کشورمان . این ترکیب ممتاز ، باعث آن بود که شور و نشاط و انرژی مهندسین جوان و به روز، با تجربه مهندسین با سابقه گره خورده و عزمی حاصل شده بود برای ایجاد یک یادگار مهم بر سیمای تهران. یادگاری که همه می دانستند باید در نهایت کیفیت باشد چون نسل امروز می سازد برای نسل فردا.
 
 
دوم - در حوزه های فنی نظیر مطالعات کاربری ، مطالعات زمین شناسی طرح ، طراحی فونداسیون ، طراحی بدنه بتنی ، طراحی سازه فولادی راس ، طرح دکل آنتن و اساساً مباحث طرح لرزه ای، روشهای اجرایی
و ...  ، گفتگوهای دامنه دار و جدی بین ارکان پروژه -با اشاره با طیف فنی مهندسی مورد اشاره در بالا - به طور دایم وجود داشت که حاصل آن مضاربه آرا و رسیدن به بهترین گزینه ممکن در خصوص هر چالش و مسئله بود. 
 
سه - مهمترین ویژگی برج میلاد در زمان خود این بود که : بسیاری از مسایل و چالش هایی که پروژه با آن مواجه بود چالش هایی بود که «برای اولین بار در عمر مهندسی کشورمان رخ می داد » . این که به اجرای بتن ریزی در تراز سیصد متری آسمان فکر شود ؛ و اینکه بعد از اجرای بتن در آن تراز ، سازه فولادی ای به وزن دوهزارو پانصد تن در اسلامشهر ساخته و از پایین بدنه بتنی به  بالای آن حمل کرده و در نقاط مشخص با تلورانس میلیمتری به بتن وصل شود . اینکه چطور یک دکل صدوبیست متری به بالای شفت بتنی حمل و نصب شود و ... اینها کارهایی بود که در زمان خود - ده سال پیش - چالشی عظیم محسوب می شد.  و فرد فرد تیم مذکور در حل این دست چالش ها تلاشی وسیع کردند . 
اینکه امروز فکر کنیم افرادی که زیر بار چنین کار درشتی رفتند از مینیمم ضریب هوش برخوردار نبودند و حال از آنها بخواهیم که مثلا " نقشه نقاط کور شهر تهران رو نشان دهید که مشخص شود چرا این برج را ساختید ؟" و ... تردید در قدرت فکری و اندیشه بدنه فنی و فکری مشاورین و دست اندرکاران این قبیل طرح هاست.
 
چهار - درگیری شدید درسی این روزها مانع از این شد که بتوانم پاسخی مبسوط ، دقیق و فنی در باب ابهامات مطرح به برج میلاد بنویسم (و البته فضای یک وبلاگ هم مجالی وسیع برای این دست بحث ها نیست) . چند تصویر محدودی هم که در انتهای آن متن از مراحل ساخت ارایه شد اشاره ای بود به اینکه در متن چنین چالشی ، بی شک بحث های ماهوی مربوط به فلسفه ساخت برج مطرح شده بود و تیم از آنها عبور کرده بود . نکته مهم این است که تکنولوژی مخابراتی و تلویزیونی در دنیای امروز با سرعتی بالاتر از سرعت اجرای طرح های عمرانی تغییر می کرد . با این وجود باز موضوع پوشش امواج در زمان احداث برج یک بار دیگر «در اواسط پروژه» مورد بررسی مشاورین قرار گرفت و عنوان شد که این دست سازه ها «مانند یک ماهواره محلی» برای کلان شهر ها کارکرد دارند و به مانند یک ماهواره مستقر در تراز چهارصد متری آسمان تهران کارکرد خواهد داشت . با این اوصاف می بینیم که در توکیو با وجو توکیو تاور ، باز  برج اسکای تری ساخته می شود.
 
پنج -شهر زنده ، شهر پویا ، شهری است که مثل یک موجود زنده ، زندگی دارد و تنفس می کند . شهر یک مفهوم فیزیکی صرف نیست . شهر مثل انسان ، ملزوماتی دارد که وجود یکی نفی دیگری نیست . اینکه عنوان می شود بجای احداث برج باید چند صد هکتار فضای سبز به شهر اضافه می شد تا هوا اینطور خراب نباشد ، یا اینکه بجای احداث یک سازه بلند چندین دکل مخابراتی کوتاه می ساختیم و مباحثی از این دست مثل این است که بگوییم فلان انسان بجای اینکه پول تفریح یا سفر یا کتاب بدهد، پول غذا بدهد . برای یک کلان شهر وجود فضای سبز در جای خود و وجود زیربناهایی مثل یک برج مخابراتی هم در جای خود باید دیده شود.
 
شش-  اینکه بخواهیم همیشه یک طرح را با یک محاسبه ساده زیر سوال ببریم نادیده انگاشتن توان مشاورین طرح است . مثلا الان بگوییم بجای احداث خط متروی تجریش- میدان انقلاب که هر کیلومترش چهل میلیارد تومان هزینه دارد ، اتوبان چمران را دوطبقه کنیم که هر کیلومتر این کار کمتر از ده میلیارد تومان هزینه می برد . این دست بحث ها باید توسط شرکتهای مهندسی مشاور خبره و پس از مطالعات عمیق اخذ شود . بدیهی است که ممکن است «در یک زمان» مشاور به نتیجه ای برسد که ده سال بعد، کارکرد تصمیم ده سال پیش کمرنگ تر شده باشد.
 
هفت - مثالی که در باب اتوبان چمران زده شد را در تمام حوزه های فنی می توانیم بسط دهیم . مثلاً چرا چهارصد سال پیش که اصفهان عزیز ما  سی و سه پل را داشت آمدند و پل خواجو را هم با آن همه هزینه ساختند ؟ امروز بجای صرف هزینه در توسعه میدان گازی عسلویه و بیرون کشیدن گاز از کف دریا ، در ساخت سلول های خورشیدی و تولید برق از انرژی های نو یا توسعه نیروگاههای بادی هزینه کنیم ... این دست مباحث زمانی که تصمیمش توسط صاحبنظران اتخاذ شد، باید به تصمیم احترام گذاشت . چون اخذ تصمیم «در زمان » خود سخت است . بعد از بیست سال و توسعه تکنولوژی شاید تصمیم گیری برای خیلی ها آسان باشد .
 
هشت - اینکه این سازه آیا می تواند مانند سازه های ژاپنی  زلزله با بزرگای هفت ریشتر را تحمل نماید یا خیر را ، در چندین مجلد  گزارش های فنی مشاورین طراحی سازه بدان پرداخته شده است . اما به اجمال باید گفت که در هر بخش از طرح و اجرای سازه تلاش شد تا بهترین کار ممکن توسط بهترین های کشورمان صورت پذیرد و دیزاین چک( یا کنترل طراحی) نیز در نهایت توسط شرکت ان.سی.کی کانادا انجام شد که تجربه ساخت برج تورنتوی کانادا را در سابقه و کارنامه دارد.  
 
نه -   بازهم خدمت عزیزان و دوستان صاحبنظر و اندیشمند عنوان کنم که نشریه یادمان در زمان خود محل ارایه بحث های فنی خوبی در مورد برج میلاد بود که می تواند مورد استفاده قرار گیرد . همچنین اسناد عمیق تر و دقیق تر در خصوص مطالعات مشاورین طرح در مرکز اسناد یادمان سازه موجود است .
 
... امروز سالها بعد از آن دوران پرچالش و شیرین جوانی و هزاران کیلومتر دورتر از کشورم یاد و خاطره آن ایام و بزرگواران دست اندرکار در این طرح از ذهن محو شدنی نیست. خاطره صبح روزی که قرار بود برای اولین بار پانصد و پنجاه تن فولاد را از زمین با کابل تا تراز سیصدمتری برج بالا کشیده شود . خاطره سحرگاهی که آخرین باکت بتن برج ریخته شد و همه در آن سرمای دی ماه در آن ارتفاع به شادمانی پرداختند  . خاطره هشتم خرداد هشتاد و سه که در حین بالابری سازه مرحله سه در تهران زلزله آمد ....خاطره روزی که اولین اتصال فولادی گره ای ساخته شد و چند ماه بعد سبد فولادی سازه راس بر روی زمین مونتاژ شد و ....
    
از فرصت تعطیلی روز یکشنبه استفاده شد تا مجددا چند سطری در این باب گفتگو شود و انشااله که متخصصین علاقمند به بحث های عمیق و فنی ، از مباحث تکمیلی موجود در اسناد شرکت یادمان سازه بهره برداری نمایند .
 
  نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۱/۰۹/۱۱ساعت ۴:۴۴ ق.ظ  توسط محمدرضا اسلامی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM