وبلاگ شخصی محمدرضا اسلامی
 

 

مراسم سالگرد زلزله

 

امروز سالگرد زلزله کوبه بود .  تفاوتِ امسالِ مراسم سالگرد این زلزله با پارسال ، در این بود که تا پارسال ، این زلزله مهمترین زلزله تاریخ ژاپن محسوب می شد که پس از توسعه دانش مهندسی زلزله در یک شهر با تراکم جمعیت بالا رخ داده و باعث کشته های زیاد شده بود ؛ اما امسال در خاطره همه ما زلزله ۱۱ مارس ۲۰۱۱ توهوکو به این تجربه اضافه گردیده است .

سال گذشته ، در باب زلزله مهم کوبه یادداشتی تنظیم شد بود و شگفتا که سرعت گردش روزها و شب ها به سرعت ما را یک سال جلو برد ؛ ( لینک یادداشت تحت عنوان : زندگی در هارمونی ) . یک سال گذشت و حال دوباره سحرگاه هفدهم ژانویه است . سحرگاه و ساعت حدود چهار و نیم صبح به اتفاق چند تن از دوستان راه افتادیم به سمت محل یادمان کشته شدگان این زلزله . "هیگاشی پارک" در بخش مرکزی شهر ( 中央区) پارکی است که در مجاورت ساختمان شهرداری واقع شده و نمادهای بسیار از زلزله در آن قرار دارد. ( لینک یادداشت در باب این پارک). این هجدهمین سالگرد زلزله کوبه بود . سرمای سحرگاهی هفدهمین روز از ماه ژانویه یادآور سرمای روزی بود که این زلزله روی داد . پنج و چهل و پنج دقیقه بامداد زمانی است که زمین لرزیده و همان هنگام که زلزلت الارض زلزالها.  حکایت آن شعر معروف که : خوابی و چشمِ حادثه بیدار می شود/ هفت آسمان به دوشِ تو آوار می شود. در این بازدید با آقای پروفسور تاکادا و دوستان ایشان همراه بودیم. سالخورده مردی که هم اینک چند سالی است که از ریاست دانشکده مهندسی عمران دانشگاه کوبه بازنشسته شده و در حال گذران ایام سالخوردگی است اما در زمان بروز این زلزله استادی بوده کامل و دانش آموخته در حوزه مهندسی زلزله . در طول مسیر از روزهای بعد از زلزله می گفت و فرصتی شد تا پروفسور تاکادا یکی دو خاطره نقل کند. آقای تاکادا با تاکید خاصی عدد ۶۴۳۴ را راجع به کشته های زلزله عنوان می کرد و گفت که یکی از دانشجویان چینی ام هم در اثر آوار کشته شد . یکی از تلخ ترین خاطرات دوران کاری ام زمانی بود که می خواستیم به چین و به پدر و مادر او زنگ بزنیم و مرگ فرزندشان را در ژاپن اطلاع دهیم . می گفت سرانجام پس از صحبت بین همکاران ، یکی از اساتید حاضر شد که زنگ بزند و این خبر را به پدر و مادر دانشجو اطلاع دهد . ده سال بعد که در سالگرد زلزله ، مراسم بزرگی گرفته بودیم از آنها دعوت کردیم که به یاد فرزندشان به اینجا بیایند و در مراسم شرکت کنند . آنها از چین آمدند و در مراسم شرکت کردند . آقای تاکادا می گفت که تا ده سال ، هر سال سحرگاه هفدهم ژانویه به اتفاق اساتید و دانشجویان دانشکده ،  از دانشگاه تا اینجا "پیاده" می آمدیم و ...

 

هنوز هوا تاریک است و  نام های کشته شدگان در برابر شهروندان و در کنارِ هریک شمعی روشن و سکوت که ویژگی مردم کشور ژاپن است . سکوت مردم شهر که در این سکوت سحرگاهی، شمع در دست و ساکت و خاموش به یادبود عزیزان و جانباختگان زلزله ایستاده اند بازهم این پرسش را از جناب سعدی به ذهن می آورد که گویی "گذشت روزگاران هم" بیرون نمی تواند کرد مهر عزیزان را از دل . و امسال هم چون سالهای قبل در این روز بیشترین چیزی که به ذهن می نشیند  این بیان سعدی است  

...سعدی به روزگاران ، مهری نشسته بر دل  ....  بیرون نمی توان کرد اِلا به روزگاران

 

در آن هنگامه سحرگاه وقتی که به محل برگزاری مراسم رسیدم اولین چیزی که تعجب برانگیز بود کثرت جمعیت شرکت کننده بود . جمعیت خیلی بیش از انتظار من است . به محض ورود به میان جمع دومین چیزی که جلب توجه می کند حضور بسیار گسترده خبرنگاران شبکه های مختلف تلویزیونی است . در هر گوشه ای در برابر دوربین در حال ارایه گزارش و ضبط برنامه . حزن و انرژی زیادی در فضا حس می شود.

 

دقیقه ها می گذرد و به دقایق زلزله نزدیک می شویم . از بلندگو صدایی پخش می شود که :  پنچ و چهل و شش دقیقه از خاطر ما محو نخواهد شد . و پس از چند جمله ، گوینده شروع به شمارش ثانیه ها می کند. پنج و چهل و پنج دقیقه و پنجاه ثانیه .. پنجاه و یک ثانیه ...پنجاه و دو ثانیه و تا می رسد به لحظه مذکور . ساکت می شود و چراغ های پارک خاموش می شود و سکوت . سنگینی سکوت در برابر حرکت آرام شعله شمع ها، و حزن و احترام موجود در چهره ها تکانت می دهد . سرها پایین و نگاهها بر زمین. 

تصاویری می گیرم به قصد یادبود مراسم امسال . اما از خود می پرسم آیا زبان تصویر گویای احساس هست؟ و سنگینی فضای سکوت و اشک را چگونه می توان در قابِ تصویر گنجاند ؟

 

 سالگرد زلزله کوبه - 2012

 

مادر بزرگ ، فرزند و نوه اش

 

احترام به یادبود جانباختگان زلزله

 

مراسم سالگرد زلزله کوبه - 2012

 

 

دقایقی پس از سکوت ، به تدریج مردم پراکنده می شوند . صحنه هایی جلب توجه می کند . در گوشه ای سالخورده خانمی می بینم که با ادب بسیار هنوز ایستاده و اشک می ریزد. انگار نه که همه در حال رفتن اند .  آنچنان عمیق در خود فرو رفته که دیدار چهره اش انسان را متوقف می کند . بی اختیار این بیت شهریار به ذهن می نشیند

آسمان چون جمعِ مشتاقان ، "پریشان" می کند

در شگفتم من ، نمی پاشد زِهم  دنیا  چرا ؟؟

لحظاتی محو تماشای او می شوم . هر چند که بعد می بینم در گوشه گوشه امثال او را می توان دید و چرا شگفت باشد برای تو که جناب سعدی به کنایه خوب پاسخ این تعجب را داده  که

هر کو شرابِ فرقت ، روزی چشیده باشد

داند که سخت باشد ، قطع امیدواران

این مادر ، بی گمان از « شرابِ فرقت » نوشیده است .

 

 

 

 

    

***************

 

بازهم امسال این سوال با من است که در صورت رخداد زلزله در تهران چه خواهد شد ؟ رشد و توسعه تهران و دوباره سازی خانه های کلنگی در طی این سالها در شرایطی رخ داد که ما میراث دار تجربه های زلزله های کوبه (۱۹۹۵) و نورتریج کالیفرنیا (۱۹۹۴) بودیم . اما همچون فرزندانی که میراث پدر را قدر نشناسند ، قدر این تجربه های گران بشر و دستاوردهای علمی اش را ندانسته ، آهن بر آهن نهادیم ، با "جوش های" بی کیفیت ، و بتن ها ریختیم بی طرح اختلاط صحیح و شهر را ساختیم با بنیه ضعیف . چرا ؟ سرد است و باد می آید و شمع ها در دست شهروندان ژاپنی در حال روشن و خاموش شدن و من از خود می پرسم که در این میانه مقصر کیست ؟ مدیران ؟ متخصصین ؟ مهندسین ؟ اساتید دانشگاه ؟ بساز و بفروش ها  ؟ کی ؟ شهر من ، شهر ما ، بر بُنیه ضعف بنا نهاده شد حال آنکه تجربه کوبه و کالیفرنیا با ما بود . آیا می شود احساسی از دریغ با خود به همراه نداشت و بی تفاوت بود؟(۱) (۲)

 

 

سالگرد زلزله کوبه

 


۱- به طور متوسط در یک ساختمان پنج طبقه که در یک قطعه زمین حدودا ۲۵۰ متری احداث شود ، حدود ۵۰۰ تُن "مصالح" مصرف می شود . یعنی با تقریبی حدودی می توان گفت که در احداث یک ساختمان پنج طبقه  ما در هر طبقه حدود ۱۰۰ تن مصالح "مصرف" کرده و بر اساس مفروضات مهندسی بر "زمین" بنا می کنیم . اگر که در روند احداث این میزان مصالح « برخی نکات متعارف فنی » رعایت نشود خیلی بدیهی و محتمل است که ساختمان با یک زلزله حدود شش و نیم ریشتر فرو بریزد . رشد کلان شهرهای ما در طی سالهای اخیر به نحوی نبوده که مصرف شدن این حجم عظیم مصالح در شهرها با اتکا به تجارب کوبه و نورتریج بوده باشد و هر چند که تلاشهایی صورت گرفته ، اما ساختمانها با بنیه های ضعیف و با نماهای دلبرانه ساخته می شود . قیمت یک متر آپارتمان در برخی مناطق تهران از متوسط قیمت آپارتمان در توکیو ، یا تورنتو یا لس آنجلس بیشتر است . از این روست که قابل پذیرش نیست که "اسکلت یک ساختمان" واجد حداقل های لازم نباشد. آنهم امروز . سال 2012  . چه باید کرد ؟

 

۲- زلزله کوبه هجده سال پیش این شهر را ویران کرد و درسهای بسیاری با خود همراه داشت اما زلزله و سونامی سال گذشته توهوکو شرایطی بسیار متفاوت را پدید آوردند و درسها و عبرت های خاص خود را به همراه داشتند. در واقع مسایلی که امروز ژاپن با آن مواجه است بسیار پیچیده تر و صعب تر از رخداد هفدهم ژانویه کوبه است| + | . چیزی که مطالعه عمیق ما برای کشور ما کاملا ضروری است .

 

* این نوشتار در وب سایت اتحادیه فرش دستباف ایران در ژاپن ؛ [لینک]

  نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۰/۱۰/۲۷ساعت ۹:۳ ق.ظ  توسط محمدرضا اسلامی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM