وبلاگ شخصی محمدرضا اسلامی
 

کشتی بر سقف خانه

حدود چهل و چند روز بعد از آن زلزال عظیم زمین و خروش دریا ، امکان بازدید از منطقه سِندای ، فوکوشیما و سواحل سونامی زده آنها فراهم شد . با توجه به اینکه پس از جمع آوری حجم قابل توجهی گزارش و اطلاعات در باب این رخداد مهم ، فرصت و مجال این بازدید فراهم گشت ، سعی شد تا یک تحقیق میدانی از مسایلی که این زلزله و سونامی در شمال شرق ژاپن آفریده صورت پذیرد . بدین منظور در اواخر ماه اپریل برنامه این سفر تدارک دیده شد و تلاش شد که با توجه به جغرافیای گسترده خرابیها ، به نحوی عمل شود که ورود به عمق مشکلات صورت پذیرد. با این دیدگاه به استان میاگی و شهر سندای رفتم اما با اولین حضور در میان مناطق ویران شده ، دریافتم که عظمت اتفاقی که افتاده خیلی بیش از آن است که بتوان با خواندن گزارش و مقاله آن را حس کرد . باید حتما به متن و بطن شهرها رفت و مطالعه از نزدیک صورت پذیرد.

در این مجال که امکان ورود به بحث های فنی مرتبط با زلزله توهوکو نیست ، از فرصت استفاده می شود تا گزارشی کوتاه از این بازدید ارائه شود . (۱) (۲)

برای این نوشتار به دنبال اسمی بودم . اما فکر کردم که از میان صحنه هایی که دیده ام نامی برگزینم. شاید این نام مذکور بیان گویایی باشد از آنچه که انسان در این منطقه می بیند. اینکه اگر زلزله تنها ، رخ داده بود مشکلات تا به این حد پیچیده نبود . اما سونامی کل این مناطق را زیر و زبر کرده . بر «سقف ساختمانها» ماشین و کشتی می بینی. شواهدی از یک اتفاق هولناک. 

صحنه ها با وجود گذشت این حدود چهل و چند روز همچنان حیرت آور است.  از یکی از دوستان عزیز که در این مدت دوبار از منطقه بازدید داشته پرسیدم در دیدن منطقه توهوکو چه احساسی داشتی؟ گفت خیلی جاها فکر می کردم مثل این است که یک غلطک خیلی بزرگ از روی شهر عبور کرده ست . همه چیز له شده ... درست می گفت . کاملا درست می گفت .  اما بی اغراق خیلی جاها حس می کنی که بعد از عبور این غلطک بی رحم ، گویی کسی هم زمینها را شخم زده ... در مجموع باید گفت که انتخاب نامی برای این نوشتار ، چنان که گویای عمق حادثه باشد ، کاری دشوار است .

 

برنامه این بازدید در ۱۲ بخش تنظیم شد که به اجمال به این شرح است :

۱- بازدید از شهر سندای و ارزیابی وضعیت شهر حدود چهل و چند روز پس از زلزله

۲- بازدید از فرودگاه سندای و بررسی علل بروز آسیب در فرودگاه سندای (آسیب شناسی فرودگاه)

۳-بازدید از منطقه واکابایاشی در جنوب شرقی شهر سندای  (Wakabayashi-ku 若林区)   

۴- بازدید از شهر تاگاجو ( Tagajo 多賀城市)

۵- بازدید از منطقه بندری شیچی گاهاما  (Shichigahama 七ヶ浜町)   

۶- بازدید از شهر ایشی نوماکی (Ishinomaki 石巻市) و کمپ اسکان بازماندگان زلزله

۷- بازدید از شهر ویران شده اوناگاوا (Onagawa 女川町)

 ۸- بازدید از مینامی سان ری کو  (Minamisanriku ( 南三陸町  

۹- بازدید مجدد از فرودگاه سندای و مقایسه خسارات مناطق مسکونی اطراف فرودگاه با مناطق مسکونی شهرهای شمالی

۱۰-بازدید از شهر ای وانوما در جنوب سندای (Iwanuma  岩沼市) 

۱۱- بازدید از بیمارستان مینامی هاما Minamihama Central Hospital

۱۲- بازدید از شهر فوکوشیما

****************** 

 انشااله در آینده نسبت به پردازش صحنه ها و مطالبی را که جمع آوری شده اقدام  و به مدد همراهی اساتید عزیز این حوزه منتشر خواهد شد . اما در این کوتاه مجال ، بی مناسبت نیست که خلاصه ای از یادداشت های سفر ، در قالب گزارشی فهرست وار از دیده ها و شنیده ها بدین شرح ارائه شود  : 

*******************

۱- از اوساکا تا سندای با اتوبوس های Kotsu Bus حدود ۱۲ ساعت زمان برد . نکته جالب اینکه در بلیط اتوبوس قید شده بود زمان ورود به سندای: ۲۷/۸ صبح (!؟) . اتوبوس و «هشت و ۲۷ دقیقه» ؟

۲- با توجه به اینکه برای عبور از اوساکا به سندای باید از استان فوکوشیما عبور کرد ، پیش از حرکت فکر می کردم که شاید چند مسافری بیشتر در اتوبوس نباشیم . اما علاوه بر این اتوبوس ، اتوبوس دیگری هم بود که هر دو با هم حرکت کردند و هر دو با ظرفیت تکمیل . آیا این اولین نشانه نیست از تلقی و انگار مردم در عادی بودن اوضاع منطقه شمال شرق کشور ؟

۳- بی اغراق در ورود به سندای اولین چیزی که جلب توجه می کند تمیزی شهر است . مرکز شهر ، یعنی حوالی جایی که ایستگاه مرکزی قطار JR قرار دارد (Sendai Station) ، توقفگاه اتوبوس هاست که مسافران پیاده شوند . خیابانهای این منطقه  نه مانند چهارباغ اصفهان ، اما در همان حال و هواست لیکن عریض تر و در پیرامون ، ساختمانهای مرتفع . ساختمانهایی که حضورشان نشانه ای است از رونق اقتصادی در یک منطقه .

sendai

۴- پیش از رفتن به سمت فرودگاه ، شهر را بازدیدی باید کرد و ارزیابی باید داشت از اینکه حال و هوای شهر و مردم در چه وضعی است . و اینکه چهل و چند روز پس از زلزله ، زندگی به چه سامانی است اینجا ؟

 سندای شهری است با کمی بیش از یک میلیون نفر جمعیت و مهمترین شهر منطقه توهوکو (منطقه شمال شرق ژاپن ) است . دانشگاه مبرز "توهوکو" در این شهر قرار داشته و به دلیل وجود چندین دانشگاه دیگر ، به عنوان شهر دانشگاهی(Academic City 学都; gakuto) نیز شناخته می شود .

با قدم زدن در منطقه پیرامون ایستگاه قطار JR ( یا همان Sendai Station ) کاملاً واضح است که زندگی عادیِ عادی است و رفت و آمدها برقرار و فروشگاهها پر از جنس و تصاویر همان تصاویر ژاپنی است که در همه شهرهایش می بینی . ژاپنی که مدیریتش می گوید که توسعه متوازن را هدایت کرده و همه جایش کیفیت زندگی در یک حدود است . پس از زلزله تا مدتی مشکل مواد غذایی و سوخت در اینجا برقرار بوده ، اما امروز اینجا ، سندای ، که چهل و چند روز با زلزله ای با بزرگای ۹ فاصله گرفته ، نفس هایش تنفس یک شهر عادی است و بی اغراق ، جایی از زخم زلزله در سیمایش یا لنگی ای بر حرکتش نیست که نیست . هر چند که قبلا در گزارش ها خوانده بودم ، اما باز به قصد دیدن ساختمان یا سازه ای که از زلزله آسیب دیده باشد ، قدری خیابانها را جستجو می کنم . اما همانگونه که گفته شد در خود سندای اینکه ساختمانی از زلزله نه ریخته ، که آسیب دیده باشد ، وجود ندارد . در خیابان Rikuu تنها یک سازه صنعتی می بینم که نمای آن ریخته و نشانی است از زلزله ای که آمده و رفته . 

۵- به سمت فرودگاه سندای حرکت می کنم . فرودگاه در جنوب شرقی شهر و حدودا در ۱۵ کیلومتری بیرون شهر به سمت دریا ،  واقع شده است . در مسیر رفتن به فرودگاه باید از ۲ رودخانه ای که از درون شهر عبور می کنند گذشت . در انتظار دیدن این پل ها هستم . قطعا وقتی که ساختمانها آسیب ندیده اند ، پل ها  هم ( که زیربنا محسوب می شوند و مهم تر از ساختمان ) ،آسیب ندیده اند . اما می خواهم ببینم که سندایی ها ۲ پل مهم شهرشان را چگونه طراحی کرده اند ؟! در شان سندای هست ؟

۶- پس از عبور از رودخانه جنوب شرقی شهر ، و پس از طی حدود ۱۰ کیلومتر به سمت فرودگاه ناگهان اولین تصویر از آثار زلزله و سونامی را می بینم . کنار خیابان ردیف ماشینهای له شده در اثر موج آب ،  چیده شده اند و عجیب تر اینکه آب ، یک هواپیمای آموزشی را با خود حمل کرده و آورده اینجا کنار جاده نشانده . عجب ؛ هنوز که تا ساحل فاصله زیاد است . اینجا چرا ؟ مگر آب تا کجا پیش روی داشته است ؟

 فرودگاه سندای

فرودگاه سندای

چند قدم جلوتر خانه ای می بینم که در حیاطش پنج ماشین مچاله شده اند و خانه تبدیل به نیمه ویرانه ای شده ؛ همه وسایل زندگی روی هم ریخته بر کف حیاط و بخشی از دیوارهای حیاط هم ریخته . تصوّر ذهنی این است که برای دیدن این دست صحنه ها هنوز زود است اما ظاهرا دیدن تصاویر اینچنین زودتر از آنکه می پنداشتی شروع شده است . از اینجا به بعد خانه ها به شکل نیمه ویران و متروکه در آمده اند .

خانه های مجاور فرودگاه سندای

۷- فرودگاه سندای (仙台空港) مهمترین فرودگاه در منطقه شمال ژاپن ( منطقه توهوکو ) است . علت اینکه قبل از هر چیز باید به دیدن این نقطه از توهوکو آمد اینکه، فرودگاهها جزء تاسیسات زیربنایی محسوب می شوند و باید دید که چرا چنین رکن مهمی در شمال شرق ژاپن آسیب دیده ؟ ژاپنی که حسابگر و دقیق است . پس علت چیست ؟

۸- فرودگاه دارای چهار سالن ترانزیت است . ذوق معمار فرودگاه ، در طراحی سقف ها متجلی شده است . ظاهرا این معمار خوش ذوق به " منحنی" علاقمند بوده که استفاده از طرح منحنی را نه تنها در سقف های سالن اصلی که در سقف آفتاب گیر پیاده رو ها و سقف دالان عبور از ایستگاه قطار مجاور فرودگاه هم پیاده کرده است . چیزی است شبیه به کاری که رنزو پیانو ( Renzo Piano ) معمار زبردست ایتالیایی ، در فرودگاه کانسای انجام داده ، اما به گونه ای متفاوت و با مفهوم ( کانسپتی) دیگر . 

 سالن های ترانزیت فرودگاه سندای

تصویر زیر : فضای مقابل سالن های ترانزیت پس از سونامی - در حال حاضر پاکسازی کامل در این بخش صورت گرفته است . 

فرودگاه سندای بعد از سونامی

از چهار سالن ترانزیت ، در این مدت تنها یکی را توانسته اند آماده کنند و البته همان هم به شکل محدود. (غربی ترین سالن را ).  بخشی از سالن را آماده کرده اند و با پارتیشن از بقیه فرودگاه جدا کرده اند . پروازهای خطوط JAL و ANA هم اکنون انجام می شود و این تحسین برانگیز است . 

۹- بر قسمت های مختلف دیوار سالن فرودگاه ، کاغذهای بزرگی به قطع Ao و یا پارچه هایی نصب شده که یادداشت های دستنویسی بر آنهاست. خانمی را می بینم که دارد گوشه ای روی دیوار می نویسد . از مامور فرودگاه می پرسم این چیست ؟ می گوید مردمی که از توکیو و سایر نقاط کشور به سندای می آیند ، قبل از رفتن احساسشان را اینجا برای مردم منطقه توهوکو و شهر سندای می نویسند . سعی می کنم که چند تایی را بخوانم  اما چیزی که در چشم می زند جمله وسط این کاغذها و پارچه هاست : がんばろ日本 و がんばろ東北 و がんばろ仙台 (گامبارو نیهن ، گامبارو توهوکو ، گامبارو سندای) تمام تلاشت رو بکن ژاپن ، تمام تلاشت رو بکن توهوکو ، تمام تلاشت رو بکن سندای .

sendai airport

۱۰ - از انتهای ضلع شرقی فرودگاه به سمت ساحل پیاده می روم . چند متری نرفته خشک می شوم . هر دوسمت راست و چپ جاده تا چشم کار می کند ویرانه است . ویران کامل . با نگاه به جزئیات و دیتایل های سازه ای شروع می کنم به تصویر برداری . باید جزئیات خانه های نیمه ویران را تا حد امکان ثبت کرد اما عظمت خرابی در حدی است که تمرکز کردن بر مسئله جزئیات سازه ای کاری دشوار است . در همان بحث سازه هم حجم مطلب به قدری بالاست که هر چند قدم یک ساعت زمان می خواهد . از هر چند ده خانه ، یکی سرپا مانده و مابقی خرد شده و در اطراف نیز پراکنده در پراکنده، ماشین های مچاله شده است . سکوت حاکم در فضا ، سنگینی فضا را بیشتر می کند . سکوت محض و صدای دریا از دور . 

وارد یکی از خانه های نیمه ویران می شوم برای تصویر برداری . در میان وسایل زندگی، قفسه لباسها جلب توجه می کند . آب پوشش کمد لباس ها را شکسته و کت و شلوار های چیده شده بر میله ، ردیف پیداست، در حالی که همه پوشیده شده از خاک و گل هستند . دلخراش است.  در حال تصویر برداری ام که اولین ماشین پلیسی که در حال عبور است می ایستد . سوال می کنند که چرا اینجایی و چه می کنی ؟ مدارک شناسایی را می خواهند و یادداشت برداری می کنند . تذکر می دهند که نباید وارد خانه ها شوی و اگر تصویر می گیری از سازه ها ، باید از بیرون باشد . همچنین توضیح می دهند که این خانه ها درست است که سرپا مانده اما احتمال ریزش دارند و ورود برایت خطرناک است . تشکر می کنم   . در ضمن تذکر می دهند که مراقب پس لرزه ها باش. مرتب پس لرزه می آید . در ضمن به ساحل هم خیلی نزدیک نشو . تشکر می کنم .

۱۱- از منطقه مسکونی عبور می کنم . در انتهای این منطقه مسکونی و قبل از ساحل ، دیوارهای حائل بتنی قرار دارد . در بالای دیوار از یکی از ژاپنی ها می خواهم که از من با این دیوار عکس بگیرد . می پرسد اهل کجا هستی ؟ می گویم . می پرسد برای چه اینجا آمده ای ؟ توضیح می دهم راجع به رشته و موضوع تحقیق. با تعجب می گوید چطور تنها به اینجا آمده ای ؟ ( هیتوری ده کیماشتاکا ؟ )

دیوار حائل های بتنی

۱۲- وقت مبسوطی باید گذاشت روی نحوه آسیب پذیری خانه های این منطقه . چند ساعتی به تصویر برداری می گذرد . 

۱۳- منطقه واکابایاشی Wakabayashi-ku، بخشی از شهر سندای است که در اثر سونامی آسیب دیده . آسیب که نه ، خرد شده است . تا تاریک شدن هوا سه ساعتی وقت هست . برای بازدید از خرابیهای این منطقه وقت کمی است و سریعتر باید رفت . ماشین های سنگین ارتش مرتب در رفت و آمد هستند . کاش می شد از برنامه کاری شان پرسید. کاملا واضح است که در اولویت اول ، کل آواری که سونامی آورده را از جاده ها پاک کرده اند و حال در مرحله بعد کارشان هستند . تمام خیابانهای منطقه پاک پاک است و در میان این ویرانه ها امکان رفت و آمد با ماشین معمولی هست . 

۱۴ - شب در سندای با مردم گفتگو می کنم . با میانسال مغازه داری چهل و چند ساله باب گفتگو باز می شود. می گوید موقع زلزله داشتم در خیابان راه می رفتم . یک دفعه دیدم تعادل ندارم و دارم زمین می خورم . اول فکر کردم حالم بد شده بعد چند ثانیه دیدم که زلزله است . توضیح می دهد که حدود بیست و چند سال پیش و زمانی که جوان و بیست ساله بودم در همین منطقه زلزله ای آمد که شدتش در سندای، در همین حدود  احساس شد . ما برای زلزله آماده بودیم . اما این سونامی از نوعی دیگر بود. راجع به ارزیابی اش از وضعیت نیروگاه فوکوشیما توضیح می دهد . 

۱۵ - در ادامه برنامه بازدید ، باید به شهر تاگاجو Tagajo  رفت . یکی از دوستان خوب ژاپنی ، تاکانوری اوکویاما ، که از برنامه این سفر مطلع شده خود را از اوساکا به من رساند . از این قسمت حضور او کمکی بود قابل ملاحظه برای تسریع در جابجا شدن در منطقه و همچنین امکانی برای بهتر خواندن نقشه های ژاپنی GPS . او با پرواز JAL از اوساکا خود را به فرودگاه سندای رساند . تاکانوری  مهندس عمران است و در اوساکا در یک شرکت ساختمانی کار می کند . 

۱۶ - روز سوم می به اتفاق تاکانوری اکویاما به بازدید از Tagajo می رویم . به منطقه مسکونی ساحل Tagajo که می رسیم به شدت ناراحت می شود. می خواهد که قدری توقف کنیم و به میان ویرانه خانه ها می رود . راجع به مکانیزم خراب شدن خانه های چوبی و نحوه جداشدن آنها از فونداسیون بتنی توضیح می دهد. اما کاملا کلافه شده و حوصله حرف زدن ندارد. می پرسد اینجا که حدودا ده متر ارتفاع دارد اینجا چرا اینقدر شدید آسیب دیده است؟

۱۷- از Tagajo به سمت بندرگاه Shichigahama七ヶ浜町 می رویم . شکل هندسه و جغرافیای این بندرگاه که به شکل بیرون زدگی در دریا وارد شده ، باعث بروز خسارت در دور تا دور ساحل شده است .  لب ساحل هرچه می رویم ویرانه است . تصاویری تکان دهنده . حال کلافگی این دوست ژاپنی من در عبور از این مسیر شدیدتر شده . مرتب می گوید 

...I can not see.... no no I cant see....no 

در جایی آب، کشتی کوچک ماهی گیری را بر سقف خانه ای نشانده . می خواهم عکس بگیرم . نهیب می زند که نمی خواهد عکس بگیری . ( دوشیته شاشین تری تای دسکا؟ ) کاملا واضح است که احساس خوبی ندارد که من از این خرابیهای کشور بدون اینکه احساس همدردی داشته باشم و از منظر نگاه به یک اتفاق، عکس بگیریم. برایش توضیح می دهم که درک می کنم ناراحتی ساکنین این منطقه را ، و اینکه ممکن است از عکس گرفتن ما کمی ناراحت شوند ، اما ما مهندسیم و وظیفه داریم که تا آنجا که می توانیم ثبت کنیم هر گوشه ای از این واقعه را . 

کشتی بر سقف خانه

۱۸- کل این بندرگاه جزیره مانند Shichigahama را دور می زنیم و برای حرکت به سمت شمال خارج می شویم . دوست من کاملا ناراحت است . بدیهی است که این تصاویر و صحنه ها را در تلویزیون دیده . اما قرارگیری در متن بدبختی مردم و غمخواری در احساسشان با دیدن از تلویزیون متفاوت است.... دیدار زندگی هایی که کامل بر باد رفته .

۱۹- برای رسیدن به ایشی نو ماکی (Ishinomaki 石巻市 ) به خاطر عجله ، نقشه را درست متوجه نشده و قدری اشتباه می رویم . با عجله راه را اصلاح می کنیم . در حوالی ایشی نوماکی Ishinomaki می گوید از شکل شهر روی نقشه کاملا پیداست که باید خیلی آسیب دیده باشد . می بینیم نقشه نشان می دهد که بیمارستان شهر در نزدیکی ساحل واقع است . قرار می شود که مسیر را به سمت دیدن بیمارستان شهر برویم .

وارد ایشی نو ماکی که می شویم هنوز تا ساحل فاصله هست ولی خرابیها شروع می شود . خرابه و مخروبه و ویرانه . هرجا که می ایستم عکس بگیرم می گوید زودتر برویم . جلو می رویم تا اینکه پس از عبور از خیابانی که بخش مرکزی شهر را به بخش ساحلی متصل کرده ، ناگهان هر دو متوقف می شویم . به شکل وحشتناکی همه چیز متلاشی و خرد شده است . شدت ویرانی از همه بخشهای قبلی مسیر بیشتر است . در اطرافمان تقریبا خانه نیمه ویرانی نیست که از جزییاتش تصویر بگیریم. همه بکلی ویران شده اند . سکوت سنگینی در فضاست و تنها گاه به گاه ماشینی عبور می کند. هردو تحت تاثیر این فضای سنگینیم . بوی نامطبوعی در هواست که دلیل آن  فاسد شدن اجساد ماهی هایی است که با آب در تمام شهر پراکنده شده و در میان آوار و خرابه ها باقی مانده اند . در دوردست چند مورد معدود ساختمان دیده می شود که قاب آنها باقی مانده است . خوب است که از این قاب ها تصویر بگیریم تا در آینده راجع به رفتار این قاب ها بررسی صورت پذیرد . اما فضا اینقدر سنگین است که نمی دانی از کجا باید عکس بگیری. در میان خرابی خانه ها، تاکانوری به تابلویی اشاره می کند . روی تابلو درشت نوشته اند :

がんばろ石巻

 ایشی نوماکی تمام تلاشت را بکن

Ishinomaki

 

گروه های نجات ، ماشین هایی که توسط تسونامی له شده را در یک سمت خیابان روی هم چیده اند و راه را باز کرده اند . انبوهی از آهن له شده ...  هر بخش و  قسمت را طناب کشی کرده اند و این کاغذ نصب شده : « جسد در اینها نیست .» 

 

در خیابانهای شهر جلو می رویم به سمت بیمارستان . دقیقا مثل این است که شهر بمباران شده باشد. حدود یک ساعت زمان صرف می شود تا همه جا را بازدید کنیم . نزدیک ساحل ، دیدن بیمارستان کاملا تعجب برانگیز است . ساختمان بیمارستان طوری ساخته شده که سالم برجا مانده است . البته چون آب از آن عبور کرده مسلما نه تنها همه چیز را در داخل از بین برده بلکه حجم زیاد چوب و درخت و آوار هم وارد کرده و لذا بیمارستان در حال حاضر قابل استفاده نیست.  همین تعجب در دیدن مخازن گاز شهر نیز هست . هر دو مخزن در حدود صد متری ساحل و هر دو سالم مانده اند . 

در انتهای شهر ، جایی که بستر شهر به کوه متصل می شود یک مدرسه ابتدایی قرار دارد که آن هم سالم مانده است . انگار که این سازه های باقیمانده آلبومی هستند از اینکه ژاپنی ها مستحدثات زیربنایی را تا به چه حد محکم می سازند. این مدرسه را کمپ اسکان بازماندگان کرده اند . (چون که در دامنه کوه است و در ارتفاع قرار دارد احتمالا آب اگر هم به آن رسیده ، تمام طبقات را پر نکرده است ). بخشی از حیاط مدرسه هم محل استقرار نیروهای ارتش است.اینکه بعد از ساعتی گردش در فضای غمبار شهر ویران، به اینجا رسیده ایم باعث خوشحالی است. وارد کمپ می شویم . هنوز به ساختمان نرسیده آقایی به سمت ما می آید و با انگلیسی می پرسد : شما مسئول NGO ای که بین بچه ها شیرینی پخش می کرد را ندیدید؟ می گوئیم ما تازه واردیم و الان رسیده ایم. لهجه انگلیسی آمریکایی دارد . اسمش را می پرسم و کشورش را . توضیح می دهد که از لس آنجلس آمده و تهیه کننده است . می گوید اخبار این منطقه را پوشش می دهد به قول خودش « تا دنیا ببیند » و به گروه همکاران تصویربردارش اشاره می کند . توضیح می دهد که امروز در ژاپن روز بچه هاست  (子供の日) و یک NGO آمده بوده بین بچه ها شیرینی و اسباب بازی پخش کرده ؛ می خواهد از مسئول آنها مصاحبه بگیرد. این طرف تر روبروی ساختمان مدرسه یک چادر برپاست که روی آن نوشته «حمام» . روی چادر پارچه ای است که نوشته :«هدیه مردم استان نیگاتا به مدرسه میناتو شوگاکو ». استان نیگاتا جایی است که چند سال پیش زلزله بزرگی در آن رخ داده بود . در حال خواندن هستم که خانمی آمریکایی با عجله می آید و می گوید : شما قرار شده این کارتن ها را ببرید ؟می گویم ما تازه واردیم . می گوید خوب چه بهتر ، بیایید این کارتن ها را جابجا کنید . می گویم ما در حال عبور به سمت شمالیم و قصد ماندن نداریم . می گوید چرا ؟ شماها دو تا جوان و قوی هستید چرا بروید؟ بایستید و کمک کنید . توضیح می دهم که ما مهندس عمرانیم و داریم در طول ساحل به سمت شمال اطلاعات مرتبط با سازه ها را جمع می کنیم. می گوید  « آها پس شما ها اینجایید چون به فکر پایان نامه های فوق لیسانس و دکتری یتان هستید . نه! این کار خوبی نیست . بیایید ، وایسید کمک کنید .»... از صبح تا حالا تاکانوری در دیدن صحنه های خرابی کشورش ناراحت شده و حال با شنیدن صحبت های این خانم اهل ایالت مکزیکو خیلی ناراحت شد و گفت خانم کار ما و هدف ما کمک به آینده است و نه فکر پایان نامه . زن متوجه می شود که کمی تند رفته . می رویم تا کارتن ها را جابجا کنیم . یکی از همکاران تهیه کننده لس آنجلسی چهره آشنایی دارد . سلام می کنم و احوالپرسی . اسمش "اَش رای" است و ساکن نیویورک . می پرسم چطور ارزیابی می کنی اوضاع را ؟ می گوید ببین واقعا خوب کار کرده اند توی این مدت و آوار برداری نسبتا خوب جلو رفته ؛ خیابانها رو باز کرده اند ولی من واقعا نمی دانم چه کار می خواهند بکنند با اینهمه آدم مسن و سالمند ؟ ساختن اینجا شاید دو سالی طول بکشه ، یا حتی بیشتر. این مردم رو کجا و چطور باید نگهداری کرد؟ می گویم تجربه زلزله کوبه را دارند و زلزله های مشابه . می گوید شنیده ام ولی هیچ وقت به این حجم و بزرگی نبوده.  می پرسد از کجا آمده ای ؟ می گویم از اوساکا تا اینجا آمده ام اما اهل ایرانم . می شنود ایران چهره اش باز می شود . می گوید: " من ایران آمده ام . سه سال پیش رفتم شیراز. (!)نمی دانی پرسپولیس چه جایی بود" (!) می گویم چطور نمی دانم ؟! از آی فونش عکس هایی که در حافظیه گرفته را نشان می دهد .عجب ؛ وسط اینهمه خرابیهای ایشی نو ماکی ، در این غروب غمبار ، در کمپ اسکان موقت ، این جوان آمریکایی از حلاوت طعم دیدارش از شیراز این طور حرف می زند . انگار تلنگری است . چه سرمایه هایی داریم ...

همه مرتب در رفت و آمد هستند و حال و هوای کمپ ، حال و هوای واقعاً امید بخشی است . وجود این حمام هم باعث شده تا بوی مطبوعی در هوا باشد . یک خانم ژاپنی با روسری در حال انجام کارهاست . خانم آمریکایی به من می گوید که ایشان "خواهر" (sister) هستند. تاکانوری را می بینم که سخت در خود فرو رفته . می گوید : محمد من دارم فکر می کنم که ادامه مسیر را دیگر با تو نمی آیم . می خواهم اینجا در این کمپ بمانم و کمک کنم . تو می توانی تنها ادامه بدهی ؟؟

۲۰- اینکه می بینی روح انسانیت  در کمک رسانیدن به همنوع حتی در دنیای امروز مرزها را نمی شناسد احساس شورانگیزی است. اما این حال و هوای کمپ ، باعث شد تا گذر زمان را متوجه نشده و هوا تاریک شود . برنامه این بود که برای اسکان به سمت شهر بعدی حرکت شود اما در این وضعیت جاده ها ، صلاح نیست که در تاریکی جلوتر رفت . لذا مجدد از قسمت های خراب شهر عبور کرده و به نیمه سالم شهر که سونامی نخورده می روم تا هتلی پیدا کنم . نقشه جای هتل ها را نشان می دهد . به پنج هتلی که در این قسمت شهر هست سر می زنم . هیچ کدام جا ندارد . طبیعی هم هست . بخشی از افرادی که برای کمک آمده اند و احتمالا تعدادی هم از مردم خود شهر در هتل ها هستند. دیر شده و چاره ای نیست جز که شب را در ماشین سر کرد. 

۲۱- بعد از ایشی نو ماکی شهری که به شدت آسیب دیده «اُوناگاوا» (Onagawa 女川町) است . بعد از طی حدود یک ساعت ، وقتی که از جاده میان کوه به سمت دریا پائین می روی ، بعد از آخرین پیچ تصویر عجیبی قرار دارد. یک دره از خانه های ویران شده . یک دره ویرانی. ساحل از دور پیداست و همین تعجب را بیشتر می کند . از فراز بلندی کوه، می بینی که آب چقدر پیش آمده و شاید این یکی از واضح ترین تصاویر است از اینکه موج سونامی تا چقدر پیشروی داشته است . 

به میان خرابه ها می روم . عکسبرداری از محدود خانه های به جا مانده ۳ ساعتی وقت می برد.

۲۲- اُوناگاوا  (Onagawa) شاید یکی از شهرهایی بوده که یکی از زیباترین چشم اندازهای ژاپن را داشته است . روبروی شهر خلیجی هست که مثل تصاویر رویایی فیلم هاست. در سمت چپ شهر بر بالای بلندی (آگاهانه) ، بیمارستان شهر را ساخته اند . برای بازدید از بیمارستان می روم در حالی که از روبروی بیمارستان ، تصویر واضحی از آنچه در شهر رخ داده پیداست . 

Onagawa city after tsunami

تصویری از شهر اوناگاوا - سمت چپ تصویر بر بلندی ، بیمارستان شهر قابل مشاهده است؛

میزان پیشروی آب از دریا به داخل شهر قابل مشاهده است.  

می گویند ارتفاع آب در اینجا ۲۲ متر بوده است . لب ساحل ، چند ساختمان بتنی و فولادی بزرگ تقریبا سالم مانده اند . می گویند تعداد زیادی از مردم بعد زلزله و قبل از رسیدن سونامی بر سقف این ساختمانها رفته بودند اما آب همه را با خود برده ، چون کسی احتمال نمی داده ارتفاع آب به سقف این ساختمانها برسد. فراز بیمارستان شهر، همان جایی است که یکی از معروف ترین فیلم های ورود آب به منطقه مسکونی از آنجا گرفته شده است . فیلم ، مردم را که به پشت بام ها آمده اند نشان می دهد در حالی که، ناباورانه رسیدن ارتفاع آب به پشت بامشان را نظاره می کنند.( لینک یکی از فیلمها در یوتیوب)

نکته مهم در مورد اُوناگاوا (Onagawa) اینکه یک نیروگاه هسته ای در این شهر واقع است ولی به دلیل عملکرد صحیح این نیروگاه و خاموش شدن به موقع ، مشکلاتی که در نیروگاه فوکوشیما پدید آمده ، بوجود نیامده است .  

۲۳- شهر دیگری که آسیب های شدیدی دیده مینامی سان ری کو(Minamisanriku ( 南三陸町 است و باید به سمت آنجا رفت . اما قبل از حرکت سه نفر هندی را می بینم که در حال تصویر برداری از این منطقه هستند . می گویند با ماشین از توکیو آمده اند . اسم یکی محمد است . 

برای رفتن به مینامی سان ری کو ۳ راه هست . بعد از حدود ۲ ساعت طی مسیر به جایی می رسم که نیروهای پلیس جاده را بسته اند . می گویند پل آسیب دیده، و در دست بازسازی است .این تنها پل بزرگی است که در این مدت شاهد بروز آسیب در آن هستم .  جاده دیگر را طی می کنم . آنجا هم در اواسط راه بسته شده ؛ ظاهرا خود جاده آسیب دیده است . برگشته و راه سوم را می روم و سرانجام بعد از جابجا شدن زیاد به مینامی سان ری کو می رسم . بازهم شهر دیگری در حاشیه دریا و بازهم تصویر حیرت آور دیگری . یک شهر دیگر که به ویرانه تبدیل شده . در مقایسه با ایشی نوماکی به نظر حجم آسیب اینجا خیلی بالاتر است چرا که بخش دشت مانندی که روبروی ساحل هست، وسعت بیشتری داشته و لذا مستحدثات بیشتری اینجا ویران گردیده است . 

۲۴- در یک چشم انداز بزرگ همه چیز نابود شده الا یک ساختمان اسکلت فولادی که آنهم فقط قاب ساختمان باقیمانده است . برای بازدید از این قاب ، مسیر زیادی را در میان  خرابه ها باید طی کرد. وقتی به روبروی سازه می رسم حجم چیزهایی که به آن آویزان شده بیانگر میزان آواری است که با آب درحال حرکت بوده است . اما در هر حال ، این سازه کاملا سالم باقیمانده ولی آب کل پوشش و اجزای داخل ساختمان را با خود برده است . کاملا مشخص است که سازه خیلی قوی طراحی شده . سازه ای که یک زلزله و سه بار سونامی را تحمل کرده است. از دیتایل ها در حال تصویر برداری ام که دو خانم از آن حوالی عبور می کنند . می پرسم که اینجا چه ساختمانی بوده که اینقدر قوی ساخته شده؟ می گویند این «ساختمان مدیریت بحران شهر مینامی سان ری کو» بوده و اینجا جایی است که یکی از کارکردهایش اعلام خطر آتش سوزی یا سونامی بعد از زلزله است . می گویند: فرد مسئولی که بعد از زلزله پشت بلندگو به طور پیوسته  اعلام می کرده " سونامی سونامی "  خانمی ۲۵ ساله بوده که محل کارش را تا آخرین لحظه ترک نکرده و به رغم اینکه آب وارد شهر شده بوده تا آخرین لحظه اینجا می ماند و یکسره در بلندگو می گوید سونامی سونامی سونامی ... تا آب به همین جا می رسد و او همین جا کشته می شود . هر دو خانم بعد از گفتن این ماجرا اشک بر دیده نشاندند و گریستند . گریه ای تلخ و آرام چنان که زنان ژاپنی می گریند. می گویند: برای همین و به یادبود این فداکاری بزرگش ، مردم منطقه الان این گلها را برایش گذاشته اند . جلو همین ساختمانی که در آن کشته شد. عکسی از گلها می گیرم . بوی عود کنار گلها فضا را پر می کند. (۳)

 ۲۵- یکی دیگر از ساختمانهایی که در مینامی سان ری کو سالم باقیمانده بیمارستان شهر است . این هم نشانی دیگر است از اینکه ساختمانهای مهم در این کشور تا چه حد مستحکم طراحی می شوند . اما متاسفانه آب چندبار از ساختمان عبور کرده و این وضعیت بیمارستان است پس از سونامی هولناک در این منطقه :

Minamisanriku

قایق ماهیگیری بر سقف ورودی بیمارستان

 

۲۶- به جهت حصول یک نگاه مقایسه ای و برای مقایسه میزان خرابی ها باید از شهرهای جنوب سندای نیز بازدید کرد تا دریافتی از نحوه خسارات در مناطق جنوب نیز بدست آید . شهر ایوانوما Iwanuma  岩沼市  و همچنین شهرهای مجاور  مناطق دیگری هستند که آسیبهای جدی دیده اند . این ها نمونه اتفاقاتی است که در ایوانوما رخ داده است . 

Iwanuma city

۲۷- برنامه روز آخر، بازدید از شهر فوکوشیما است . هدف در آنجا بررسی وضعیت زندگی مردم است و اینکه «زندگی» در فوکوشیما بر چه منوال است . شهر فوکوشیما، مرکز استان فوکوشیما است و تا دریا حدود شصت کیلومتر فاصله دارد .  از سندای تا فوکوشیما حدود هفتاد کیلومتر راه در مناطق کوهستانی است و ...          

۲۸- در حال برگشتم و بسیار خسته ام از این سفر سخت و اینهمه خرابی و ویرانی های متعدد که در فاصله چند روز پی در پی دیده ام . اما آنچه بیش از همه ذهن و روح را خسته و کلافه ساخته و می سازد ، این فکر آزاردهنده است که در جغرافیای گسترده اینهمه شهرهایی که دیده شد و اینهمه خانه هایی که نابود شده ، افرادی کشته شده اند ، اما «شمار» کشته های این همه شهر و این جغرافیای گسترده ، از شمار کشته های « بم » کمتر است . حدود هزار کیلومتر راه طی شده است. درست است که دیدار تالم خاطر اینهمه شهروندان ژاپنی سخت است ، اما آنچه سخت تر است این که ما هنوز باور نداریم که باید برای «اتفاق » آماده شویم . یک زلزله ۹ریشتری و سه سونامی در پی آن رخ داده . اگر آنهمه آمادگی ها نبود شمار کشتگان مظلوم زلزله و سونامی توهوکو به چند باید می رسید ؟ مثل هاییتی به ۲۰۰هزار ؟ ۳۰۰هزار ؟ یا بیشتر ؟ پس اینهمه تذکر های پی در پی  «فاعتبروا یا اولی الابصار»  ،  «فاعتبروا یا اولی الالباب » مگر غیر همین جاست دیگر . خیلی بیش از اینها باید جدی بگیریم این زلزله را .  در همین مدت کوتاه در بحث «مدیریت بحران بعد از زلزله » به قدر تالیف ده ها کتاب و مقاله ، جامعه و مدیریت ژاپنی کار کرده . بی صدا.  خوب جای عبرت مگر غیر از اینجاست ؟ آنچه که در این سرزمین رخ داده به واقع یک عبرت عظیم است . عبرتی که باید سالها سرکلاس دانشگاهش تلمذ کرد . چند گروه از ایران به ژاپن آمده و هم اکنون در حال مطالعه این موارد هستند؟ چقدر در این مدت برای درک عمق مسائل فنی متعدد این اتفاق بزرگ برنامه ریزی کرده ایم ؟ آنچه بیش از همه ذهن و روح را خسته می کند این فکر است که «چه کار باید کرد » ؟ چه کار باید کنیم تا این «عبرت عظیم توهوکو» را آنچنان که بایدش ببینیم و بیاموزیم ؟

 

                                                                                       والسلام علی من اتبع الهدی

                                                                                         محمدرضا اسلامی - کوبه

                                                                                            ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۰   


۱- در تنظیم برنامه این بازدید باید از راهنمایی های جناب آقای دکتر میاموتو و همچنین همراهی و راهنمایی های دوست عزیز جناب آقای دکتر جوان سپاسگزاری و قدردانی کنم .

۲- نزدیک به سه هزار عکس و حدود بیست ساعت فیلم در این بازدید تهیه شد که انشااله باید پس از  مطالعه عمیق تر ، آنها را پردازش و دسته بندی کرد. امید که بتوان از آنها در جهت ارتقا کیفیت سازه ها در کشورمان بهره گرفت . اما آنچه در بالا آمد تلاشی بود برای ثبت گزارش وار پرده کوچکی از آنچه هایی که هم اکنون در مناطق شمال شرق ژاپن در حال رخ دادن است .

۳- فیلم  مصاحبه شبکه تلویزیونی  NHK با پدر و مادر خانم میکی اِندوMiki Endo (远藤未希)  در یوتیوب : لینک  

 

* بخشی از تصاویر این بازدید در فیس بوک : لینک 

** این نوشتار در فصلنامه گزارش سازمان نظام مهندسی استان فارس ، شماره ۶۸ (صفحه ۴۲) ، تحت عنوان « کشتی بر سقف خانه ( گزارش بازدید از مناطق زلزله و سونامی زده ژاپن) » ( لینک)

*** این نوشتار در نشریه خبری ، آموزشی و پژوهشی مسکن ، شماره ۵۷ ، ۱۵ خرداد ۱۳۹۰ ، (صفحه ۷ )

  نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۰/۰۲/۱۹ساعت ۵:۴۷ ق.ظ  توسط محمدرضا اسلامی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM